تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
آن شهر نشاند و آن را روميّه نام كرد ، و بعد از آن به جانب خراسان و ما وراء النّهر رفت و ولايت‌هايى كى در عهد پدرش قباد ، از دست رفته بود ، چون زاولستان و طخارستان و بلاد سند « 1 » و ديگر اعمال باز دست آورد و در عهد او « 2 » ، خاقانى [ 1 ] بود سخت مستولى ، او را قاقم خاقان ، گفتندى و ميان ايشان به آغاز ، خلاف و خصومت روى نمود ، پس انوشروان ، صلاح « 3 » در آن ديد كى با او صلح كرد و دختر او را بخواست و قرار دادند كى ما وراء النهر با فرغانه ، انوشروان را باشد به سبب پيوندى . و از جانب فرغانه ، هر چه تركستان است خاقان را باشد ، و چون اين مصاهره [ 2 ] كرده بودند به اتّفاق ، روى به هياطله نهادند و ايشان را قمع كردند و كينهء فيروز از ايشان بتوختند « 4 » [ 3 ] ، و چون از آنجا بازگشت ، قصد هند كرد و غنيمت‌هاء بسيار آورد و مواضعه ، بر ملك هند نهاد ، پس قصد صين كرد و ملك صين ، بىجنگ پيش آمد و مالهاء بسيار آورد [ 4 ] و مواضعه [ 5 ] بر خويشتن گرفت و قرار داد كى ، به درگاه او آيد به مداين ، و چون بازگشت ، معلوم كردند كى خزر مستولى شده‌اند و هيچكس دفع ايشان نمىتواند كردن ، كسرى آنجا رفت و نكايتى [ 6 ] عظيم در خزر رسانيد و ايشان را قهر [ 95
f
] كرد و همهء دربندها را [ 7 ] ، عمارت كردن فرمود و مردم بسيار نشاند و آن اعمال و ولايت‌ها را چون شروان « 5 » و شكّى و دگر اعمال ، نان پاره بديشان داد تا آن ثغر ، مضبوط ماند و نواء [ 8 ] ملك خزر بستد كى به درگاه او آيد ،
شرح
[ 1 ] . ر ك فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 788 [ 2 ] . همانجا ، مصاهرت : داماد شدن ، شوهر دختر ، يا خواهر كسى شدن . [ 3 ] . كين توختن : انتقام كشيدن . [ 4 ] . فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 788 . [ 5 ] . قرار نهادن و قرار داد كردن و تعهداتى را پذيرفتن . [ 6 ] . نكايت : قهر بر دشمن به قتل و جرح . اثرى تمام كردن در دشمن به كشتن يا جراحت وارد كردن . ( معين ) . [ 7 ] . دربند : قلعه‌هاى محكم سرحدى . [ 8 ] . گروگان .
هامش
( 1 ) .P: هند . ( 2 ) .B: ندارد . ( 3 ) .P: مصالح . ( 4 ) .P: بخواستند . ( 5 ) .P: شروان .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 235 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى