كسرى انوشروان عادل . [ 1 ]
و چون پادشاهى بر كسرى انوشروان عادل ، قرار گرفت ، عهود [ 2 ] اردشير بن بابك ، پيش ، نهاد و وصيتهاء او را ، كى در آن عهود است ، كار بست و هر كجا ، كتابى بود از حكمتها و سياست ، مىخواند و آنچ او را اختيار آمد ، از آن برمىگزيد و كار مىبست و قاعدهيى نهاد در آيين پادشاهى و لشكر دارى و عدل ميان جهانيان ، كى مانند آن ، هيچكس از ملوك فرس ، ننهاده بود ، و شرح مآثر و مناقب او ، دراز است و بر آن كتابى معروف ، هست « 1 » امّا درين كتاب ، اندك مايهيى از اصول آن گفته آيد « 2 » :
[ 89
f
] به ابتدا گفت : مدار دولت بر دين است و تا از كار دين فارغ نيفتند ، به هيچ كار ديگر التفات نتوان كردن و لشكر را بايد « 3 » كى در دين ، اعتقاد شبهتى نبود ، و مدبّران را حاضر كرد به حضور بزرجمهر كى وزير او بود و ايشان را گفت : بدانيد كى اين مزدك [ 3 ] ملك مىطلبد و پدرم از كار او غافل بود و مثل او همان مانى زنديق است ، كى جدّ ما بهرام بن هرمز او را بكشت ، تا فتنهء او از
شرح
[ 1 ] .چو كسرى نشست از بر تخت عاج * به سر بر نهاد آن دل افروز تاجچنين گفت كز كردگار سپهر * دل ما پر از آفرين باد و مهربه تخت مهى بر هر آن كس كه داد * كند ، در دل او باشد از دادشادچو بيداد جويد يكى زير دست * نباشد خردمند و خسرو پرست40 / 55 / 8
[ 2 ] . كتاب عهد اردشير ، حاوى اصول كشوردارى و سياستمدارى است كه در آغاز دوران اسلامى به زبان عربى ترجمه شده و چگونگى نسخه اصلى به زبان پهلوى و ترجمه آن به زبان عربى در مقدمه اثر به قلم استاد احسان عباس آمده است ( عهد اردشير ، از انتشارات انجمن آثار ملّى ، تهران ، 1348 ، ) .
[ 3 ] . فردوسى داستان مزدك را در دوران سلطنت قباد آورده است . كريستن سن مىنويسد : واقعه قلع و قمع مزدكيان در آخر سال 528 يا اوايل 529 رخ داد ، علّت آن نقشهاى بود كه مزدكيان راجع به وليعهدى كاوس پذشخوار شاه پسر كواذ كشيده بودند و مىخواستند اين شاهزاده مزدكى را بر تخت ايران جاى داده ، خسرو ( انوشيروان ) را از سلطنت محروم كنند ، دولتيان انجمنى از روحانيون دعوت كردند تا در مجلس مباحثه رسمى حاضر شوند و خسرو
هامش
( 1 ) .B: مفره استp: معروف است .
( 2 ) .BP: اند .
( 3 ) .BP: ندارد .