تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
پيروز ، از وى بگريخت ، به نزديك ملك هياطله [ 1 ] ، رفت و معلوم ايشان كرد كى ملك او را مىرسد و هرمز به غصب دارد و از ايشان ، مدد خواست و بيامد و هرمز را بگرفت بعد ما [ 2 ] كى ، « 1 » اندك مايه روزگار « 2 » ، پادشاهى كرده بود « 3 » ، پيروز به پادشاهى نشست .

پيروز بن يزدجرد نرم

و اين پيروز ، مردى دين‌دار پارسا بود و در اوّل عهد او ، قحطى پديد آمد و مدّت هفت سال برداشت [ 3 ] و در آن هفت سال خراج به مردم رها كرد و بسيار مالهاء ديگر بذل كرد تا مردم سلامت يافتند ، پس خداى - عزّ و جلّ - رحمت كرد و آن قحط را زايل گردانيد « 4 » و از آثار او كى در عمارتهاء جهان نموده است ، اين شهرها كرده است :
فيروز رام « 5 » ، از اعمال رى ، [ 4 ] * روشن فيروز [ 5 ] ، از جرجان
شرح
، كارى از پيش نبرد و گرفتار شد و پيروز او را به كاخ خود فرستاد و بنا بر روايتى در خندق‌هايى كه خوشنواز كنده بود افتاد و مرد . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 1095 ) . طبرى مىنويسد : هرمز ولايت سيستان داشت و پيروز با هرمز جنگيد و سپاهش را بپراكند » . ( ترجمه فارسى تاريخ طبرى ، ص 627 / 2 ) ابو حنيفه دينورى مىنويسد : هرمز تندخو و ترشرو بود و پادشاهى را از او پس گرفت و گناه او را هم بخشيد و او را مؤاخذه نكرد . ( ص 87 اخبار الطوال ترجمه فارسى ) . اما مجمل التواريخ هم معتقد است كه هرمز در جنگ با برادر كشته شد . ( ص 71 ) [ 1 ] . هياطله جمع هيطل يا هيطال و همان است كه در شاهنامه هيتاليان آمده است كه قومى بودند از طوائف چينى كه در 425 ميلادى به ايران حمله كردند و بهرام گور آنها را به سختى شكست داد . دينورى مىنويسد : هياطله : همان تخارستان و چغانيان و كابلستان است . ( ص 86 اخبار الطوال ) . [ 2 ] . بعد ما : از آن پس كه ، پس از آنكه . [ 3 ] . امتداد داشت ، ادامه داشت . [ 4 ] . ابو حنيفه دينورى ، رى را همان « رام فيروز » مىخواند ( ص 87 ) و مجمل نيز آن را « رام فيروز » . ( 71 ) اما طبرى آن را « فيروز » مىداند ( 630 ، ترجمه فارسى ) . [ 5 ] . ثعالبى مىنويسد : « ميان گرگان و باب صول ( شهرى در بلاد خزر در نواحى باب الابواب كه همان در بند است ) شهرى ساخت كه آن را روشن فيروز ناميد » ( تاريخ ثعالبى ، ص 371 ) و كذا طبرى ، ص 630 .
هامش
( 1 ) .P: بعد از . ( 2 ) .P: روز كارى كه . ( 3 ) .P: كه . ( 4 ) .B: ندارد . ( 5 ) .Bp: فيروز و رام .