تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

يزدجرد [ 1 ] بن بهرام جور

و اين يزدجرد را ، كى پسر بهرام ، بود از بهر آن يزدجرد نرم ، گفتندى [ كى ] چندانك ، در يزدجرد جدّش درشتى و بدخويى بود ، در وى لطف بود و خوش خويى ، و روزگارى داشت با راحت و آسانى و سپاهى و رعيّت از وى خوشنود و قواعد ملك او ، مصون و محفوظ و هيچ اثرى نداشت كى از آن باز توان گفت و مدّت ملك او هژده سال و پنج ماه [ 2 ] بود .

هرمز [ 3 ] بن يزدجرد نرم

چون اين يزدجرد ، كناره شد ، از وى دو پسر ماند : يكى ، اين هرمز كى كهتر بود و يكى ديگر ، پيروز كى بزرگتر بود و هرمز ، ملك به دست گرفت به قهر [ 83
f
]
شرح
شناسان زندگى بهرام را شصت سال گفته بودند و او مىانديشيد كه 20 سال به شادى و 20 سال به داد و بخشش و 20 سال به پرستش يزدان بپردازد ، اما سه سال را از او نهفته بودند . . . او از مردم خواست تا نيمى از روز را كار كنند . . . در شصت و سه سالگى به خوابگاه رفت و ديگر برنخاست . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 204 ) . طبرى مىنويسد : بهرام در چاهى عميق ( جب ) افتاد و غرق شد حال آنكه در فارسنامه شوراب است . ( ر ك سفرنامه ابو دلف ) . [ 1 ] . فردوسى درباره وى مىگويد : او مردم را به دادگرى مژده داد و به هر سو سپاه فرستاد و كشور را از دشمن نگه داشت و پس از هيجده سال پادشاهى درگذشت . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 1141 ) اما كريستن سن مىنويسد كه : يزدگرد سوم در آغاز سلطنت ، جنگ كوتاهى با دولت بيزانس كرد ( 422 م ) . . در سال هشتم سلطنت ، پس از آنكه دختر خود را كه به زنى گرفته بود ، كشت و چند تن از نجبا را به قتل رسانيد در رفتار او نسبت به عيسويان تغيير حاصل شد و نسبت به يهود سخت‌گيرى كرد و در سال 455 - 454 فرمان داد كه روز سبت ( شنبه ) را عيد بگيرند . با كوشانيان جنگيد و قبايل هون را شكست داد و شهرى به نام يزدگرد تأسيس كرد و شورشيان ارمنستان را شكست داد و در سنوات آخر به سختى گرفتار كيداريان بود و در سال 457 م به مرگ طبيعى فوت شد . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 306 تا 312 ) . [ 2 ] . ابو حنيفه دينورى ، مدت پادشاهى او را هفده سال مىنويسد . ( اخبار الطوال ، ترجمه فارسى ، ص 86 ) . و در مجمل التواريخ ، چهارده سال و چهار ماه و هجده روز و طبرى مىنويسد : مدت پادشاهى يزدگرد ، به قولى هيجده سال و چهار ماه بود و به قولى ديگر هفت سال . ( ترجمه فارسى تاريخ طبرى . 628 / 2 ) . [ 3 ] . فردوسى درباره او مىگويد : كه يزدگرد چون مرگ خويش را نزديك ديد ، پادشاهى به پسر كهتر خود هرمز داد و پيروز پسر بزرگ خود را از سلطنت محروم ساخت و هرمز در برابر سپاه پيروز كه از هيتاليان كمك مىگرفت
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 216 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى