لشكرگاه خاقان رسيدند و بر همان ترتيب ايستادند و بهرام [ با ] آن دويست مرد آهسته راند تا به در سراپردهء خاقان رسيد و خويشتن ، با پنجاه مرد فرود آمدند و بىآوازهء چلبه « 1 » [ 1 ] ، روى به سراپرده آوردند . و هر كرا پيش مىآمدند ، از پاسبان و پردهدار و خادمان ، مىزدند و مىكشتند ، تا در اندرون رفتند و خاقان ، مست خفته بود ، بهرام به دست خويش سرش را ببريد و بيرون آورد و بر پشت بارگى خويش نشست و سر او را بر نيزهيى كرد و فرمود تا بانگ برآوردند ، و طبل بازها [ 2 ] ، فرو كوفتند و نام بهرام گور بردند و آتش در نوبتى « 2 » ، خاقان زدند و ديگران ، چون اين آوازه شنيدند ، از چهار سو بانگ برزدند و طبلهاى باز « 3 » ، فرو كوفتند و اضطراب در آن لشكرگاه افتاد و پسران خاقان ، روى به سراپردهء پدر آوردند ، كى ندانستند كى چه افتاده است و همه را ، دست گير كردند و ايشان به هم برآمدند و شمشير در يكديگر نهادند ، هر كى سوى سراپرده مىشتافت ، بهرام و آن قوم كى با او بودند ، آن كسان را مىكشتند و هر كى از لشكرگاه مىگريخت ، چنانك چون روز شد ، جوى خون رانده بودند و در آن لشكرگاه هيچ كس نمانده بود [ 3 ] الّا گريخته ، يا كشته ، يا اسير ، يا خسته ، و چندان مال و غنيمت برداشت كى آن را حدّ و اندازه نبود و
شرح
[ 1 ] . چلب به معنى سنج است به معنى شور و غوغا و فتنه هم آمده است به صورت جلبه هم به كار رفته است .چو يك پاس بگذشت از تيره شب * ز پيش اندر آمد خروش چلب( فردوسى ) مقصود آن است كه بدون صداى طبل و شيپور و سنج حمله كردند .
[ 2 ] . طبل باز : طبلى باشد كه چون باز را بر مرغان آبى سر دهند بر آن طبل مىزنند و از آن آواز ، مرغان مىپرند پس باز يكى از آنها را شكار مىكند . به معنى طبل بازگشت هم آمده است و در عربى « طبول بزاة » مىخوانند .طبل باز تو هر آنجا كه به آواز آيد * نسر طائر كند از قله گردون پرواز( سلمان ساوجى )بشنيدم از هواى تو آواز طبل باز * باز آمدم كه ساعد سلطانم آرزوست( مولوى )
[ 3 ] .به مرو اندر از چينيان كس نماند * بكشتند و ز جنگيان بس نماندهر آن كس كز ايشان گريزان برفت * پس اندر همى تاخت ، بهرام ، تفت( 1531 / 392 / 7 )
هامش
( 1 ) .Bp: غلبه .
( 2 ) .p: سراپرده .
( 3 ) .B: طبلها و باز .p: طبلها .