و چون يوسانوس باز مىگشت ، با او قرار داد كى هر خرابى كى در ولايت شاپور كرده بودند ، غرامت كشيد و نصيبين به عوض طيسبون كى ، خراب كرده بودند به شاپور سپرد و به سلامت باز روم رسيد و ثمرت آن جوانمردى كى با شاپور كرده بود ، بيافت ، و اين يوسانوس چون باز با قسطنطنيّه رسيد ، كيش ترسايى تازه گردانيد به حكم آنك ترسا بود و كليساها را از نو عمارت كرد و از آن وقت باز ، كيش ترسايى در ديار روم بمانده است و به هر وقت ، در عمارتها و طلسمات قسطنطنيّه ، زيادت مىكردند ، تا بدين درجت رسيده است كى اكنون است ، و امّا شاپور [ 72
f
] بسيار سيرتهاء نيكو و آثار بديع داشته است و شرح آن دراز است و از جمله سيرتهاء او آن است [ كى ] به هر مهمّ كى او را پيش آمدى ، به تن خويش روى به كفايت آن نهادى تا لاجرم پيروز آمدى و همّت وى همه ساله مصروف بودى به گشايش جهان ، تا همه جهان را بگرفت و سخن هيچ كس كى غرضآميز بودى ، قبول نكردى ، و او را اصحاب اخبار ، نهانى بودندى : مردمانى ، مردمزاده ، با دانش و فضل و راستگوى و با هريك استظهارى كرده بودى ، تا آنچ نمايند ، جز از راستى ننمايند و مقصود او آن بودى تا احوال مملكت بر وى پوشيده نماند و اگر كسى حالى نمايد به خلاف راستى ، او غور آن داند « 1 » ، و در علم درجهيى عالى داشت و در عدل ، چنان بود كى در حقّ كمتر كسى ، بر فرزند خويش ابقا نكردى و مشير و نديم و مونس او كسانى بودند كى هم به عقل و هم به فضل و ذكا و زبان دانى و آداب نفس آراسته بودندى ، و از آثار او در عمارت جهان ، آن است كى اين شهرها و بندها و پولها « 2 » كى ياد كرده آيد ، او بنا كرده است : [ 1 ]
شرح
[ 1 ] . « شاهپور در زمره بانيان بزرگ شهرها ، اسمى براى خود به يادگار گذاشته است پس از آنكه شهر باستانى شوش را خراب كرد ، به علت طغيان ، مردم آن را به قتل رسانيد و مجددا آن را به اسم « خوره شاهپور » بنا نمود و امروز در آنجا خرابههاى قصر موسوم به « ايوان كرخ » برپاست . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 278 ) .
هامش
( 1 ) .p: تواند كرد .
( 2 ) .P: پلها .