كى به جانب عمّان « 1 » و در ياء هند مىكشد ، « 1 » بنشاند .
جماعتى از بنى عبد قيس و تميم را به بيابانهاء هجر و يمامه و آن نواحى بنشاند .
بنى حنظله را به بيابانها كى ميان اهواز و بصره بود تا دريا ، بنشاند ، اكنون آن بيابانها اين است كى بصره و اعمال آن كردهاند .
و چون اين كار بكرد همه جوانب ديگر از وى بينديشيدند و ملك او مستقيم گشت و باز پارس و « 2 » خوزستان « 2 » آمد ، چه « 3 » مقام او به اصطخر [ 1 ] پارس بود و جنديشاپور خوزستان ، پس مداين بساخت [ 2 ] و ايوان كسرى بنا كرد و دار الملك با آن جا برد تا دفع عرب مىكرد ، و در آن وقت كى از پيگار عرب فارغ شد و با مقرّ عزّ خويش آمد ، برگ بساخت و لشكرها سوى روم كشيد و در آن عهد ملك روم ، يكى بود نام او قسطنطين ، [ 3 ] كى قسطنطنيّه « 4 » او بنا كرد و شاپور او را عاجز گردانيد و مالهاء بسيار از وى بستد و خراج بر وى نهاد و بازگشت و در آن عهد ، روميان بر مذهب يونانيان بودندى و هنوز ترسا نشده بودند و دين نصرانى نگرفته و چون شاپور وهنى چنان ، بر قسطنطين ملك الروم افگند ، آب و رونق او برفت و از ديگر جوانب روم ، بر وى خروج كردند و كار او ضعيف گشت پس ، وزير و مشيران او را گفتند : كار تو از حدّ گذشت اگر مىخواهى كى ترا قوّتى حاصل آيد ، بايد كى دين نصرانى [ 70
f
] گيرى ، چه ايشان خلقى بسيارند و تبع
شرح
[ 1 ] . بنا به قول حمزه اصفهانى ، شاپور نخست در جندى شاپور و سپس در مدائن فرمان مىراند ولى فردوسى قرارگاه او را استخر مىداند ( ر ك فرهنگ نامهاى شاهنامه ، ص 602 ) .
[ 2 ] . حمزه ، شهرهايى را كه شاپور ساخته است عبارت مىداند از : « برزخ شاپور » و « شوش » اما مجمل مىافزايد :
همه خرابىهاى روميان هم به دست ايشان ، عمارت كرد ، پلى كرد به سر حد خوزستان ( مراد سد شوشتر است ) و آن را انديمشك رو مىكرد و شهر كرخه كرد و بسيار قلعهها كرد و به حمزه گفته است كه ديوار جندى شاپور هم وى كرد و برزخ شاپور و آن عكيره است و خرّه شاپور به شوش . . . ( ص 67 مجمل التواريخ و القصص ) .
[ 3 ] . مقصود قسطنطين كبير امپراطور روم است كه تازه به دين عيسى درآمده بود . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 261 ) . پس از مرگ او جانشين وى ، كنستانس دومconstanceاز شاپور شكست خورد . ( همانجا )
هامش
( 1 ) .p: به جاى « و درياى هند مىكشد » دارد : عمان است .
( 2 ) .p: « خوزستان » را ندارد .
( 3 ) .P: و .
( 4 ) .P: قسطنطنيّه .