تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

بهمن بن اسفنديار

و بهمن بن اسفنديار ، سخت كريم و نيكو سيرت بود و او را اردشير بهمن
شرح
گشتاسب در شاهنامه از دقيقىچو گشتاسب بر شد به تخت پدر * كه هم فرّ او داشت و بخت پدرمنم گفت يزدان پرستنده شاه * مرا ايزد پاك داد اين كلاهيكى داد گسترد كز داد اوى * ابا گرگ ميش آب خوردى به جوىپس آن دختر نامور قيصرا * كه ناهيد بد نام آن دختراكتايونش خواندى گرانمايه شاه * دو فرزندش آمد چو تابنده ماهيكى نامور فرخ اسفنديار * شه كارزارى ، نبرده سوارپشوتن دگر گرد شمشير زن * شه نامبردار لشكر شكنخجسته پئى نام اوزرد هشت * كه آهرمن بد كنش را بكشتبه شاه جهان گفت پيغمبرم * سوى تو خرد رهنمون آورمچو بشنيد از او شاه به ، دين به * پذيرفت از او راه و آئين بهپديد آمد آن فرّه ايزدى * برفت از دل بدسگالان بدىزرير سپهبد برادرش بود * كه سالار گردان لشكرش بودجهانجوى گفتا به فرخ زرير * به فرخنده جاماسب و پور دليركه ارجاسپ سالار تركان و چين * يكى نامه كرده است زى من چنينبديشان نمود آن سخن‌هاى زشت * كه نزديك او شاه تركان نوشتز پشتش برفتند هر سه به هم * شده سر پر از كين و دل‌ها دژمسوى رزم ارجاسب لشكر كشيد * سپاهى كه هرگز چنان كس نديداز اين سان همى رفت گشتاسپ شاه * ز كشور به كشور همى شد سپاهنبرد در مىگيرد و زرير كشته مىشود . ولى به پايمردى اسفنديار ، ارجاسپ شكست مىخورد و مىگريزد آن گاه گشتاسپ اسفنديار را سپهسالارى مىدهد تا دين بهى را در همه جا بگسترد اما گرزم از اسفنديار سعايت كرد و بار ديگر به ايران تاخت و 37 تن از پسران او را كشت و دخترانش را اسير كرد و گشتاسپ ناچار شد تا اسفنديار را برهاند و به استخلاص دختران خود بگمارد ، اسفنديار بر ارجاسپ پيروز شد و سپس گشتاسپ او را به نبرد با رستم فرستاد و اسفنديار كشته شد و گشتاسپ گنج‌هاى خود را به بهمن پسر اسفنديار بخشيد و پس از 120 سال پادشاهى بمرد . ( ر ك فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 902 ) .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 151 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى