درازدست [ 1 ] گفتندى از آنچ ، بسيار ولايتها بگرفت و برفت و سيستان بغارتيد و شهر رستم بكند و خراب كرد ، به كينهء آنچ با پدرش كرده بودند « 1 » و پدرش و برادرش را [ 2 ] بكشت و تاختن به روميّه كرد با لشكرهاء بىاندازه و خراج بر ايشان نهاد ، و بخت النّصر اصفهبد عراق و شام بود از قبل او ، همچنانك از قبل پدرش و جدّش ، و رسولى ، از آن بهمن به بيت المقدس [ 53
f
] شده بود و زعيمى كى جهودان را بود ، آن رسول را بكشت ، پس بهمن ، بخت النّصر را فرستاد تا انتقام كشيد و آن زعيم را و خلقى را بكشت و يكى بود ، « سينا » نام ، او را بر ايشان گماشت و لقب او « صيدقيا » [ 2 ] داد و چون بخت النّصر به بابل ، آمد ، آن « صيدقيا » آنجا « 2 » [ به ] بيت المقدس خلاف او كرد و عصيان نمود ، پس بخت النصر بازگشت و صيدقيا را بگرفت و بيت المقدس بغارتيد و پسرى را ، كى از آن صيدقيا بود به نوا [ 3 ] داشت ، « 3 » كور كرد و پس بكشت و جهودان را از بيت المقدس آواره گردانيد و هيكل ، [ 4 ] بكند و بعد از
شرح
[ 1 ] . در مجمل التواريخ آمده است كه : « مادرش را نام « اسنور » بود و نام او اردشير بود كى اردشير دراز انگل ( دراز انگشت ) باشد و او را دراز دست نيز گويند سبب آنكه بر پاى ايستاده دست فرو گذاشتى ، از زانو بگذشتى و به روايتى گويند دراز انگل از بهر آن گفتندى كه غارت به دور جايگاهى كردى . ( ص 30 ) .
در شاهنامه آمده است كه اردشير لقب يا نامى است كه گشتاسپ بر نبيرهاش بهمن نهاد :چو گشتاسب روى نبيره بديد * شد از آب ديده رخش ناپديدورا يافت روشن دل و يادگير * از آن پس همى خواندش اردشير( 1666 / 320 / 6 ) طبرى نيز مىنويسد : او را اردشير دراز دست گفتندى از آن رو كه به همه ممالك دست انداخت و پادشاه اقليمها شد . ( ترجمه فارسى ، ص 484 / 1 ) .
علت اينكه در عهد ساسانيان به بهمن . . . عنوان اردشير درازدست دادهاند ، آن است كه اردشير بابكان خود را از اخلاف بهمن دانستهاند و يكى دانستن بهمن اردشير با اردشير اول هخامنشى ظاهرا در اواخر عهد ساسانى صورت گرفته بود ( كيانيان ، ص 144 ) . كريستن سن مىافزايد : يكى دانستن اين پادشاه و اردشير دراز دست هخامنشى نتيجه آشنايى با مآخذ يهودى و يونانى است كه اردشير پسر خشايار شاه ملقّب به مقروشر را همان بهمن مىداند ( همانجا ) .
[ 2 ] . اين نام در طبرى « صدقيا » است . ( ر ك 458 / 2 ، ترجمه فارسى ) .
[ 3 ] . به گروگان گرفت .
[ 4 ] . هيكل به معنى بتخانه ، عبادت خانه ترسايان كه در آن صور و تماثيل باشد ، آتشكده ، معبد ،بدان خانه شد شاه يزدان پرست * فرود آمد آنجا و هيكل به دست( فردوسى ) .چنان دان كه اين هيكل از پهلوى * بود نام بتخانه ار بشنوى( عنصرى ) .
هامش
( 1 ) .P: بود .
( 2 ) .P: در .
( 3 ) .B: ندارد .