تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
معروف [ 1 ] ، مرتب بودى در « 1 » درگاه ، كى مرتبت‌هاء مردم نگاهداشتى ، از فرزندان تا اصفهبدان ، تا سراهنگان ، تا حاجبان تا خواجگان ، تا طبقات حشم و حواشى ، و افناء « 2 » مردم [ 2 ] ، مرتبه هر يك از ايشان در نشستن و ايستادن ، نگاهداشتى و جاى هر كس در خدمت بارگاه و ديوان و سراى ضبط كردى ، تا هيچ كس از اندازهء خويش نگذشتى و چون در مرتبه خلافى يا شبهتى بودى ، رجوع بدان دبير كردندى تا از جريدهء خويش [ 3 ] بنمودى ، و مانند اين آيين وشتاسف نهاد ، و زردشت [ 4 ] حكيم در عهد وشتاسف آمد « 3 » و كيش گبرگى آورد و پيش از آن كيش صابيان داشتند و چون زردشت بيامد « 3 » ، وشتاسف او را به ابتدا قبول نكرد و بعد از آن او را قبول كرد و كتاب زند آورده بود همه حكمت ، بر دوازده « 4 » هزار « 5 » پوست گاو [ 5 ]
شرح
[ 1 ] . به قول كريستن سن : دربد ، يا رئيس دربار ، انديمان كاران سردار يعنى صاحب بزرگ و رئيس تشريفات و پرده دار كه او را « خرم باش » مىگفتند در دربار خدمت مىكردند و آنچه ابن بلخى بدان اشارات دارد ، همان « معرّف » در دربارهاى دوره اسلامى است . سعدى در حكايتى در بوستان با عنوان فقيهى كهن جامه تنگدست . . . مىگويد :نگه كرد قاضى در او تيز تيز * معرّف گرفت آستينش كه خيزندانى كه برتر ، مقام تو نيست * فروترنشين يا برو يا بايست( سعدى ) [ 2 ] . به نظر مىرسد كه ابناء مردم درست باشد . [ 3 ] . مقصود كتاب يا دفترچه‌اى است كه جاى هر كس را در مجلس شاهانه مشخص مىساخت . [ 4 ] . زردشت در آغاز هزاره دهم از آغاز آفرينش كه برابر با سى امين سال پادشاهى گشتاسب بوده است دين آورده است . ( اساطير ايران ، بهار ، ص 112 ) . نام او به معنى دارنده شتر زرد است و نام خانوادگى او سپيتمه است كه در پهلوى سييتمان شده . . . سنت زردشتيان ، زمان او را در حدود 600 ق . م تعيين مىكند و گروهى زمان او را در هزاره دوم پيش از ميلاد مىدانند . پدرش « پور شسب » و مادرش « دغدو » نام داشتند و كتاب او « اوستا » است . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 499 ) . [ 5 ] . طبرى مىنويسد « كتاب زردشت بر پوست 12 هزار گاو ، حك شده بود ، گشتاسب آن را در استخر در جايى به نام « دژنبشت » نهاد و هيربدان بر آن گماشت . ( ص 477 جلد دوم ترجمه فارسى - با اندك تصرف ) . در زين الاخبار گرد يزدى ( مؤلف 440 ) آمده است : « گشتاسب دين او را بپذيرفت و بفرمود تا آن كتاب
هامش
( 1 ) .BP: ندارد . ( 2 ) .p: آفتاب . ( 3 ) .p: « و كيش گبر كى آورد و پيش از آن كيش صابيان داشتند و چون زردشت بيامد . » را ندارد . طبرى 3 / 676 / 1 ( 4 ) .B: بر دوازده .p: آورد . ( 5 ) .B: بر .p: ندارد .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 146 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى