درياى هركند
درياى سوم ، درياى هركند « 1 » است و ميان آن و درياى لاروى « 2 » جزيرههاى
هامش
عمان (Oman) قرار دارد . بعد از سواحل كرمان به حدود مكران (Makran) مىرسيم كه مركز ملاحده ( احتمالا خوارج ( سيستان و مكران ) است كه در متن فرّان به نام شرا (sura) كه همان شراة « كه از واژه شارى است » مىباشد . ( (Sur La chine Et Linde , p . 20) است . در اين منطقه درختان خرما بسيار فراوان است ، سپس به تيز (Tiz) كه مركز مكران است ، مىرسيم ؛ آنگاه به ساحل سند و دهانههاى مهران (Mihran ( l'indus )) رودخانه هندوستان مىرسيم . در سواحل اين سرزمين بالاخره شهرك ديبل (Daybul) واقع شده كه ساحل هند غربى در آنجا به سرزمين بروچ (Baruc) [ بطلميوس از اين شهر به صورتBarutchو در نقشههاى امروز به شكلBroachآمده است ] متصل مىشود . در اين سرزمين نيزههاى معروف بروچى ساخته مىشود كه در آفاق شهره بوده است . آنگاه بتدريج اگر ساحل را پيموده و دقت شود ، اراضى نسبتا پر محصول و موات و بايرى مشاهده مىشود و بالاخره به سرزمين چين مىرسد .
بحرين و جزاير خليج فارس در مقابل سواحل پارس و مكران و سند سرزمين بحرين (Bahrayn) واقع است ، و آنگاه جزاير قطر (Katr) و سواحل بنى جذيمه (Banu judzayma) سرزمين عمان و بالاخره ناحيه مهره (Mahara) است كه تا حدود رأس الجمجمه ، يا ( رأس الحد ) كشيده مىشود . و بخشى از منطقة الاحقاف (Al - Ahkaf) و شحر (sihr) بشمار مىآيد . در درياى فارس جزاير و خليجهاى بىشمار ديگرى نيز ديده مىشود : از قبيل خارك (Harak) كه جنّابا (jannabaدر جنوب سينيز واقع بود و هنوز خرابههاى آن نزديك دهانه رودخانهاى كه جغرافيانويسان مسلمان آن را شاذكان ناميدهاند ، ديده مىشود .
سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 295 ) نيز ناميده مىشود ، [ چون اين جزيره ] در حقيقت قسمتى از سرزمين ( جنّابه ) به شمار مىرود ، و بعلاوه عدهاى از مردم جنّابه در آن سكونت دارند ، در اين جزيره مرواريدهاى معروف خاركى (Haraki) صيد مىشود كه بسيار مشهور است . همچنين در حول و حوش بحرين جزاير متعدد
( 1 ) .Harkand . ) golfe Bengale. ( همان خليج بنگال است .
( 2 ) .Larwi.