ماهى ديگرى به نام ماهى عنقتوس « 1 » در زير آب مراقب ميج است چون ميج در آب فرو رود ، عنقتوس او را مىبلعد . همه ماهيان همديگر را مىخورند « 2 » .
هامش
( 1 ) .Ankat'us. ( انكاتوس ) .
( 2 ) . فرّان . قسمت مفصلى را كه احتمالا در تصحيح سواژه موجود بوده در ترجمه خود آورده كه در اصل عربى كتاب كه توسط سزگين چاپ شده موجود نيست . درباره راه چين از زبان يعقوبى مىنويسد ؛ سياحان و مسافرانى كه از راه دريا ، يعنى خليج فارس مىخواهند به كشور بزرگ چين بروند بايستى معمولا از هفت دريا عبور كرده تا بدان سرزمين پهناور برسند : از خصوصيات شايان توجه اين هفت دريا آن است كه هر يك از آنها ماهيان و موجودات بحرى بخصوصى دارند كه در ديگرى يافت نمىشود . و همچنين رسوب هر دريا و رنگ آب هر يك از آن درياها كاملا متفاوت است .
جهانگردان در نخستين مرحله بايستى از درياى پارس يعنى ( خليج فارس ) حركت كنند ، در بندر سيراف (Siraf) كه منتهى به رأس الجمجمهRas al - jumjuma ( Le Cap du ) ( crame )مىشود ، به كشتى سوار شوند . اين درياها باريك مىباشد و معمولا در هر گوشه و كنار آن غواصان مرواريد مشاهده مىشوند ( ( به نقل از تاريخ يعقوبى ، ترجمه ، ج 1 ، ص 224 )) Sur La chine Et Linde , p . 19. فرّان قسمتهايى را نيز از مروج الذهب مسعودى درباره شهرهاى باستانى اطراف خليج فارس اقتباس كرده است . مىنويسد ؛ درياى پارس تا حدود آبادان (Abbadan) و ابلّه (Odolla) گسترده شده تا بصره مىرسد . در ازاى اين خليج هزار و چهار صد ميل و پهناى آن در حوزه شط العرب پانصد ميل است ، ولى در نقاط ديگر فاصله از ساحل ، تا به صد و پنجاه ميل نيز تقليل مىيابد .
خليج فارس و شهرهاى اطراف آن خليج فارس يا درياى اوّل كه سه گوش است و در ضلع شرقى اين مثلث سواحل ايران قرار دارد . از نقاط ساحلى در اين قسمت به ترتيب مىتوان از : دورق الفرس (Dawrak al - furs) شهرك مهروبان (Mahruban) و سينيز (Siniz) را نام برد كه منسوجات آن ( سينيز ) بسيار معروف است و سينيزى (Sinizi) نام دارد ؛ شهر جنّابه (Jannaba) كه دست بافتهاى جنّابى از آنجا است ؛ شهر نجيرم (Najiram - Najiram) كه در منطقه سيراف واقع است . و پس از آن ناحيه بنى عامره است . ساحل كرمان به سرزمين هرموز (Hormuz) شهرت دارد ، و اين شهرك اخير درست در مقابل سنجار (Sinjar)