مىگرفت و ماهيان جمع مىشدند ، با دمش ماهيان را گرد مىآورد . سپس دهانش را باز مىكرد و ماهيان در شكمش فرو مىرفتند ، همانند فرو رفتن در چاه .
كشتىهايى كه در دريا بودند از اين ماهى بزرگ وحشت داشتند . شب هنگام از بيم آنكه به كشتى برخورد نكند و آن را غرق نمايد مانند ناقوسهاى نصارا ناقوس مىزدند .
در اين دريا نوعى ماهى است و ما يكى از آنها را شكار كرديم كه درازاى آن 20 ذراع بود . سپس شكم آن را شكافتيم از آن ماهى مانند خودش بيرون آورديم .
شكم آن ( ماهى دوم ) را نيز شكافتيم از آن نيز ماهى ديگرى از همان نوع بيرون آمد . پس از آن شكم ( ماهى سوم ) را نيز شكافتيم در شكم او نيز ماهى همانند آن وجود داشت . همه اين ماهىها زنده و در حركت بودند و در صورت به يكديگر شباهت داشتند ، اين ماهى بزرگ با آن خلقت بزرگش « وال » « 1 » خوانده مىشد ، ماهى ديگرى كه درازايش يك ذراع بود ، لشك « 2 » خوانده مىشد همراه وال بود .
هر گاه وال سركشى كند و به آزار ماهيان دريا بپردازد اين ماهى كوچك بر او مسلط شده و در بن گوشش مىرود و از او جدا نمىشود تا آنكه او را هلاك كند .
گاهى ماهى كوچك به كشتى مىچسبد و ماهى بزرگ از ترس او به كشتى نزديك نمىشود و از آن ماهى كوچك ( لشك ) مىگريزد .
در اين دريا نيز ماهى است كه صورتش مانند صورت انسان است و بر فراز آب پرواز مىكند ، نام اين ماهى ميج « 3 » است .
هامش
مىنويسد : « هنگامى كه اين ماهى عظيم در آب دريا غوطه مىخورد ، هيولاى كوه پيكرى در نظر مجسم مىشد ، و هنگامى كه سر از دريا در آورده ، و باد گلوى ( بازدم ) را بيرون مىداد ستون آسمانخراشى از آب ، همچون مناره بسيار مرتفعى ديده مىشد .SUR LA CHINE ET L INDE , Ferrand , Paris , 1923 . P . 18 .( 1 ) .Wal ( Owa ).
( 2 ) .Lask.
( 3 ) .Mayj. ( ماهى آدم نما )