تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
بسيار و طغيان زياد ( تلاطم شديد ) در دريا و بنا داريم كه در گزارشهاى خود از اصطلاحات ساكنان همان مردم استفاده كنيم . در درياى هفتم جزاير بسيار و كوههاى فراوان است و كشتىها ناچارند از تنگه‌هاى بين آنها بگذرند . به هنگامى كه اين دريا طغيان مىكند و امواجش زياد مىشود ، اشخاص سياه چهره‌اى كه قامتشان تنها پنج و يا چهار وجب است همانند بچه‌هاى كوچك حبشىها با شكل و قد و قواره يكسان پديدار مىشوند و از كشتىها بالا مىروند و بىآنكه به كسى آسيبى برسانند ، چون مردم اين صحنه را ببينند يقين مىكنند كه دريا طوفانى خواهد شد و پيدايش اين كوتوله‌هاى سياه علامت طغيان دريا است . پس خود را براى آن آماده مىكنند ، عده‌اى ( در طوفان ) گرفتار مىشوند و برخى نجات مىيابند ، در اين حال نجات يافتگان ، از بالاى دكل كشتى [ لفظ دقّل را صاحبان كشتى در درياى چين به كار مىبرند ولى دريانوردان رومى به برج‌هاى نگاهبانى و ديده‌بانى دريايى ( در درياى روم ) صارى گويند ] چيزى را به شكل پرنده‌اى مىبينند كه شعله مىكشد و مىدرخشد و آنان نمىتوانند آن را سير ببينند و بفهمند كه چيست ؟ تا آنگاه كه اين شىء نورانى بر بالاى دكل قرار گيرد ، مردم مىبينند كه دريا آرام مىشود و امواج كم و طغيان آب فروكش مىكند . سپس آن نور خاموش مىشود و دانسته نيست كه چگونه مىآيد و چگونه مىرود ؟ و اين نشانه نجات و دليل رهايى است و آنچه را كه بيان كرديم همه كشتىرانان و بازرگانان اهل بصره و سيراف و عمان و غير ايشان كه اين درياها را پيموده‌اند ، قبول دارند . پس آنچه را كه گفتيم ، ممكن است نه ممتنع باشد و نه واجب باشد و اگر اراده خداوند باشد كه عده‌اى از بندگانش را از هلاكت برهاند و نجات بخشد ، چنان خواهد شد . در اين دريا گونه‌اى خرچنگ است كه به اندازه يك ذراع يا يك وجب و يا كوچكتر يا بزرگتر است و از دريا خارج مىشود و با سرعت بسيار حركت مىكند و چون به خشكى مىرسد به شكل سنگ در مىآيد و از شكل حيوانى بيرون مىرود و به شكل سنگى در مىآيد كه در سرمه چشم و ادويه به كار مىرود و اين