تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
هل و ديگر چيزها كه نگفتيم به جاهاى ديگر صادر مىكنند . جزاير او به دريايى پيوسته‌اند كه پايانى ندارد و انتهاى آن معلوم نيست و آن ( سرزمين ) از پس درياى چين است . در اطراف جزايرش كوههاى بسيارى است كه در آن مردمانى گوش سوراخ ( پاره ) سفيد چهره و روى پهن چون سپر ، زندگى مىكنند كه موهاى خود را همانند تراشيدن پشم گوسفند به شكل پله پله مىتراشند . در كوههاى ايشان شبانه روز آتشى پديدار است كه روزها به رنگ سرخ و در شب سياه رنگ است . و به بالاترين نقطه ( اوج ) آسمان مىرسد و صداى رعدها و صاعقه‌هايش به شديدترين وجه ممكن است . گاهى اوقات از آن ( كوهها ) صداهايى عجيب و ترسناك بلند مىشود كه مرگ پادشاه ايشان را خبر مىدهد ، و گاهى آن صداها خفيف‌تر است كه به مرگ يكى از رؤساى ايشان خبر مىدهد و مردم اين علائم هشدار دهنده را در اثر تجربه‌هاى طولانى كه به خاطر رسوم خود در گذر زمان آموخته‌اند ، مىشناسند و احدى به آن شك ندارد ( همه متفقند ) و اين يكى از مكانهاى اين سرزمين بزرگ است . و از پى آن سرزمين ، جزيره‌اى است كه از آن اكثر اوقات صداى طبل و سرنا و چنگ و ساير انواع آلات طرب پخش و هم صداى پايكوبى و دست زدن به گوش مىرسد و هر كس به آن گوش دهد صداى هر نوع آلات طرب را از يكديگر تشخيص مىدهد . دريانوردانى كه به اين سرزمين راه برده‌اند ، مىپندارند كه دجّال در اين جزيره است و در مملكت مهراج ، جزيره سريره است كه مسافت محيط آن در دريا حدود چهار صد فرسنگ است و آبادىهاى آن به يكديگر پيوسته‌اند و جزايرى همچون رانج و رامى و . . . دارد كه برخى از آنها در زمره مملكت و جزاير او ( مهراج ) به شمار نيامده است ، و مهراج صاحب درياى ششم يعنى همان درياى صنف است « 1 » . بعد از درياى صنف ، درياى هفتم يعنى درياى چين است و چنانچه ذكر آن گذشت به درياى صنجى معروف است و دريايى است خشن و هولناك با امواج
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 151 ، 152 .
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 167 | سليمان تاجر السيرافي