هم خوانده مىشود . نوعى ماهى هم به رنگ سبز تيره يافت مىشود كه اگر كسى از آن بخورد تا چند روز از خوردن غذا بى نياز مىشود بى آنكه گرسنه شود و هم در اين دريا يك نوع ماهى دو شاخ است كه شاخهايى چون شاخهاى خرچنگ دارد و در شب آتش پرتاب مىكند . و همچنين در اين دريا ماهى گردى است كه به آن « مسح » گويند و روى پشتش شاخ مانند تيزى است و هيچ ماهى در اين دريا نمىتواند بر آن فايق آيد زيرا با اين شاخ آنها را از پاى در مىآورد . گاه كشتىهايى كه با آن برخورد مىكنند ، خرد مىشوند ، و آن شاخ به رنگ زرد طلا با خالهاى سياه و سفيد است و گفته مىشود كه اين نوعى چوب است . و نيز نوعى ماهى است كه از سر تا سينهاش چونان سپرى به هم پيچيده است و ديدگان از تماشاى منظرش به وجد مىآيند و باقى بدنش همانند مارى به طول حدود بيست ذراع است و به آن « ملببن » گفته مىشود . اين ماهى پاهاى زيادى همچون دندانههاى ارّه دارد كه از سينه تا دمش كشيده شده است و به هر چه نگاه مىكند آن را از بين مىبرد و چون دمش را به دور چيزى چمبر زند آن را هلاك مىكند و گويند گوشتش شفاى همه بيمارىها است و اين ماهى كمياب است . در اين دريا عنبر فراوان است . و درياى ديگرى است موسوم به « كند » ( هركند ) داراى جزاير بسيار و در آن نوعى ماهى است كه گاه بر پشت آن گياه و صدف مىرويد و چه بسا كشتىها در كنارش لنگر مىاندازند و گمان مىبرند كه آن جزيرهاى است و چون مردم متوجه مىشوند از آن فاصله مىگيرند . گاه اين ماهى يكى از بالههايش را كه در پشتش است باز مىكند و به شكل بادبانى در مىآيد و گاه سرش را از آب در مىآورد چون كوهى بزرگ نمايان مىشود ، و گاه آب را از دهانش به هوا مىپاشد كه به شكل منارهاى بزرگ در مىآيد و چون دريا آرام گيرد اين ماهى دمش را تكان مىدهد ، و آنگاه دهانش را باز مىگذارد و ماهيان چونان كه در چاهى فرو روند به حلقومش سرازير مىشوند . به اين نوع ماهى « عندر » مىگويند ، طول آن سيصد ذراع است و كشتىداران از آن مىترسند و گاه در شبانگاهان از ترس اينكه بر كشتى پهلو زند و آن را غرق كند بر طبلها مىكوبند و ناقوسها را به صدا در مىآورند .
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: سليمان تاجر السيرافي
ص١٥٤