تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
مىكند تا حق به حق‌دار برسد . همچنين قاضى مىبايست در مورد اموال ضعيفان و آنچه به او سپرده مىشد ، امانت‌دار باشد .

تعيين قاضى القضات در چين

چينيان هرگاه بخواهند قاضى القضات انتخاب كنند ، او را قبل از انتصاب به اين شغل ، به تمام شهرهاى مهم مملكت مىفرستند تا در هر شهرى يك يا دو ماه بماند و درباره مردمان آنجا و اخبار و رسومشان تحقيق كند و بداند كه سخن كداميك از آنان شنيدنى و قرين صدق و راستى است و مىتوان به وى اعتماد كامل داشت . چون او به تمام شهرهاى مهم سر زد و همه را ديد به پايتخت باز مىگردد و منصب قاضى القضاتى را بر عهده مىگيرد و سرپرستى تمام قضات مملكت به او واگذار مىشود در حالى كه اطلاعات و آگاهى او به تمام مملكت و كسانى كه شايستگى تصدى قضاوت در هر شهرى را دارند كامل است و نيازى ندارد تا با كسى ( در اين مورد ) مشورت و از او سؤال نمايد كه ممكن است حيله‌اى كند و يا دروغى بگويد . و هيچ يك از قضات جرأت ندارند به او مطلبى بنويسند كه صحت ندارد . قاضى القضات يك جارچى ( خبر دهنده‌اى ) دارد كه هر روز بر در سراى او بانگ مىزند ، آيا كسى هست كه از پادشاه پنهان از چشم رعايا يا از يكى از فرماندهان و ديگر كارگزاران او داد بخواهد ؟ بدانيد كه من ( قاضى القضات ) از طرف پادشاهم و در اين كارها نيابت دارم و او مرا به اين كار گماشته و دستم را باز گذاشته است . جارچى اين مطلب را سه بار تكرار مىكند . اين كار قاضى بدان علت است كه آنان عقيده دارند دو چيز سبب سقوط حكومت مىشود : اول آنكه نامه‌هايى كه از ديوانهاى ( مراكز ) شاهان تابعه ( استانداران ) به مركز فرستاده مىشود ، ممكن است پر از دروغ و نيرنگ و ستم آشكار باشد . دوم آنكه به كار داورى و داوران توجه نشده باشد زيرا وقتى به اين كار توجه شود نتيجه‌اش آن است كه اولا نامه‌هايى كه از ديوانها ( مراكز استانها و ولايات به مركز ) فرستاده مىشود ، عادلانه و درست است و دوم آنكه تنها كسانى