تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

نزاع بازرگان خراسانى با يكى از خواجگان شاه چين

ميان مرد خراسانى و خادم پادشاه چين بر سر عاج و ديگر كالاها كه خراسانى از فروش آن سر باز مىزد ، مشاجره‌اى سخت در گرفت تا آنكه كارشان به نزاع كشيد . و خواجه ( غلام شاه ) ناچار شد بهترين كالاهاى او را به زور از وى بگيرد . مرد خراسانى پنهانى ( مخفيانه ) به راه افتاد و دو ماه يا بيشتر راه پيمود تا به خمدان » « 1 » شهر پادشاه بزرگ چين رسيد .

زنجير عدالت در چين

و نزد زنجيرى رفت كه قبلا در اين كتاب وصفش را گفتيم ، و رسم چنين بود كه هر كس آن زنجير را براى پادشاه بزرگ ( چين ) حركت مىداد به مسافت ده روز راه تبعيد مىشد و به دستور پادشاه در آنجا به مدت دو ماه زندانى مىشد . سپس حاكم آن ناحيه او را از زندان بيرون مىآورد و به او مىگفت : حال كه زنجير را به حركت در آورده‌اى بدان كه اگر دروغ بگويى هلاك خواهى شد و خونت ريخته خواهد شد و اگر پادشاه ، وزرا و حكام خود را مأمور كار تو و امثال تو قرار دهد ، آنان در حق تو به عدالت حكم خواهند كرد . و بدان كه اگر نزد پادشاه بر وى و دادخواهى تو موضوع مهم و شايسته طرح نزد پادشاه نباشد بىدرنگ كشته خواهى شد تا كسان ديگر نيز براى موضوع كم اهميتى نزد پادشاه نروند . پس از اين موضوع درگذر و پى كار خود رو . اگر منصرف مىشد پنجاه ضربه چوبش مىزدند و او را به سرزمينى كه از آنجا آمده بود مىفرستادند . اما اگر بر تظلم ( دادخواهى ) خود اصرار مىورزيد ، نزد پادشاهش مىبردند . آنچه گفته شد در باره خراسانى اجرا گرديد و او بر دادخواهى پايدارى ورزيد و تقاضاى ملاقات با پادشاه را كرد . او را نزد پادشاه بردند . مترجم مشكل او را
هامش
( 1 ) .Humdan.