تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
سيراف كشتى عازم سرزمين چين بود به تقدير جارى از خداوند تعالى ، همتش او را واداشت كه بر آن كشتى سوار شود و به چين برود . در چين به ديدار پادشاه بزرگ آنان كمر همت بست . پس به خمدان رفت كه تا شهر معروف به خانفوا دو ماه راه بود ، و در دربار پادشاه مدتى دراز منتظر ماند وى به شاه نامه نوشت و يادآورى كرد كه از اهل بيت پيامبر عرب ( ص ) است . پادشاه بعد از اين مدت فرمان داد تا او را در خانه‌اى جاى دهند و اسباب راحتى و نيازمنديهاى او را فراهم آورند آنگاه پادشاه نامه‌اى به والى جانشين و مقيم خود در خانفوا نوشت و او را فرمان داد تا درباره ادعاى اين مرد عرب مبنى بر خويشاوندى با پيامبر عرب ( ص ) از بازرگانان تحقيق كند . والى صحت ادعاى مرد عرب را ( به پادشاه ) نوشت ، شاه به او اجازه شرفيابى داد و مال زيادى به او بخشيد كه با آنها به عراق بازگشت .

گفتگوى ابن وهب با پادشاه چين

او ( ابن وهب ) پيرى فهيم ( دانا ) بود ، خبردار شديم كه چون وى به ديدار پادشاه چين نايل آمد ، شاه از او درباره عرب سؤال كرد ، كه چگونه پادشاهى پارسيان را نابود كردند . پاسخ داد به يارى خداوند بلند مرتبه كه يادش گرامى باد و به دليل آنكه پارسيان به جاى خدا به پرستش آتش و سجده بر خورشيد و ماه پرداختند . سپس پادشاه ( چينيان ) گفت : حقّا كه اعراب بر بزرگترين مملكت چيره شدند مملكتى كه سرزمين‌هايش از همه جا وسيع‌تر و دارائيش بيشتر و مردانش خردمندتر و آوازه‌اش عالمگيرتر است . آنگاه به مرد بازرگان گفت : ديگر پادشاهان را نزد شما ( اعراب ) چه مقام و منزلتى است ، مرد پاسخ داد ؛ من به حال ايشان آگاهى ندارم .
هامش
Informations sur La chine Et L'inde , P . 79
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 100 | سليمان تاجر السيرافي