تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
آوردند و جلويش گذاردند . دست برده طومارى بيرون آورد و به مترجم گفت : صاحبش را به او نشان بده .

تصاوير پيامبران در خزانه پادشاه چين

من تصوير پيامبران را در آن طومار ديدم پس لبانم را به درود بر ايشان حركت دادم و پادشاه نمىدانست كه من پيامبران را مىشناسم . پس به مترجم گفت : از او سؤال كن چرا لبان خود را مىجنباند ؟ چون پرسيد گفتم : بر پيامبران درود مىفرستم ، پادشاه گفت : از كجا ايشان را مىشناسى ؟ پاسخ دادم به آنچه از شرح حالشان ثبت ( يا تصوير ) شده است . اين نوح ( ع ) است كه با كشتى همراهان خود را نجات مىدهد هنگامى كه خداوند بزرگ آب را فرمان داد تا همه زمين و ساكنانش را در خود فرو گيرد و نوح و همراهانش را ايمن دارد . پادشاه خنديد و گفت ، در باره نوح درست گفتى ولى غرق همه زمين را نمىپذيريم ، زيرا طوفان نوح تنها بخشى از زمين را فرا گرفت و به سرزمين ما و هند نرسيد . ابن وهب گفت : من از پاسخ او و اقامه دليل پرهيز كردم زيرا مىدانستم پاسخم را نخواهد پذيرفت . آنگاه گفتم : اين تصوير موسى و عصاى او و بنى اسرائيل است . پادشاه گفت : آرى سرزمينش كوچك و قومش عليه او فساد مىكردند ، سپس گفتم ، و اين عيسى است سوار بر الاغ و حواريون با اويند . پادشاه گفت : زمان عيسى اندكى پاييد و نبوتش اندكى بيش از سى ماه بود و سرگذشت ديگر انبياء را بر شمرد كه ما به بيان بعضى از آنها بسنده كرده‌ايم و گمان مىكند كه بالاى تصوير هر يك از پيامبران نوشته‌اى بلند ديده و حدس زده است كه آن نوشته در بردارنده نام آنها و موقعيت سرزمين‌هايشان و اسباب نبوتشان بوده است . و مىگفت : تصوير پيامبر ( ص ) را ديدم كه بر شترى سوار است و اصحاب وى سوار بر شتران خود گرد او را گرفته بودند در پايشان نعلين‌هاى عربى بود و مسواكهايشان را بر ميان كمر بسته بودند ، من گريستم ، پادشاه از مترجم علت گريه‌ام را جويا شد . گفتم : اين پيامبر ما ( ص ) و پسر عمّ
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 102 | سليمان تاجر السيرافي