تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

شق عثمان

بر جنوب « 1 » جوى ابلّه ، هم در مقابل شهر ابلّه شهرى ديگر است كه آن را شق عثمان خوانند ؛ و همچنين نزهتگاهها و باغها و درختان ميوه‌دار و بازارها و گرمابها و بناهاى عالى بر كنارهء آب ساخته‌اند . و اين جوى بدين عظمت در ميانه مىرود . و اين جوى هرگاه مدّ آب بود « 2 » ، از سطح آب تا به قعر آن « 3 » سى گز زيادت « 4 » نيز باشد . هرگاه جزر بود كه آب « 5 » در ته افتد ، هنوز مغاكى آب از پانزده ( گز ) « 6 » زيادت بود . از دو طرف اين نهر ، هم از طرف « 7 » ابلّه و هم از طرف شق عثمان ، مالهاى عظيم نفقه كرده‌اند و پايهاى سنگين به كنار آب فرو برده كه چون آب مدّ بر مىآورد آن پايه‌ها در زير آب مىشود . چون به وقت جزر آب كم شود ، از آن پايها به كنار آب روند . و كشتىها كه به كنار آيد يا بارها كه به كشتى برند از اين مواضع بود . در كشتى نشستن و بيرون آمدن جز بدان موضع ميسّر نشود و پيوسته مردم به زورق از آن طرف بدين طرف آيند . و در آن حدود ما بين « 8 » ديهها ، كولهاء آب و بيشهاء نيستان بسيار است .

واسط

اين شهر را حجّاج بن يوسف بنا نهاده است در سال هشتاد و چهارم از هجرت ، بعد از دو سال تمام كرد . [ اين شهر به دو طرف دجله نهاده بود برابر يكديگر در ما بين جسرى از كشتىها بسته در هر طرف يك مسجد جامع بزرگ ساخته . و حجّاج آنجا مقيم بود تا شهور سنهء خمس و تسعين كه وفات يافت ] . « 9 » در تاريخ طبرى آورده است كه حجّاج بدين موضع كه حالا واسط است « 10 » رسيد . كسان « 11 » فرستاد كه از براى منزل موضعى احتياط كنند . « 12 » ديد كه راهبى بر كنار راه مىگذارد و بر خرى نشسته . مرحله را بگذشت . چون
هامش
( 1 ) مل : جنوبى . ( 2 ) مل ندارد . ( 3 ) با ، گ ، مل : او . ( 4 ) مل : و زياده . ( 5 ) با : هرگاه جزر آب بود كه . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) مل ندارد . ( 8 ) مل : در ما بين . ( 9 ) اين عبارت در با ، گ ، مل ، چند سطر پايين‌تر آمده است . ( 10 ) اساس : بدين واسط كه حالا آمده است . ( 11 ) با ، گ : كس . ( 12 ) با ، گ ، مل : كند .