عبّادان
شهركى مختصر است بر شمال درياى فارس بر ساحل بحر . اين آب فرات و « 1 » دجله آنجا كه به بحر مىريزد به اطراف عبادان محيط شده است « 2 » ، چنانچه عبادان به مثل جزيرهاى است . و در آنجا كشاورزى و باغ كمتر است . غذاى ايشان اكثر گوشت ماهى باشد . و او را به عبّاد بن حصين باز خوانند . « 3 » مردم آن « 4 » اكثر زاهد و عابد و فقير باشند و كشتيها كه از عراق به طرف فارس رود به جانب مشرق ، تا به طرف بحرين و عمان رود به جانب غرب و جنوب ، مجموع از اين عبّادان گذرد . و بر جنوب عبّادان تمام درياست « ليس « 5 » وراء عبّادان قريه » از اينجا « 6 » مثل شده است .
ذكر « 7 » شهرها و قصبات عراق را ما نيز بر اين ختم كرديم ، اگر چند « 8 » بعضى از « 9 » شهركهاء مختصر ديگر نيز هست در عراق مثل سيب « 10 » و جعفريه و ميسان و مشان « 11 » و بطايح و حويث و نيل و غيره كه ذكر هر يك به تطويل انجامد ترك كرده شد . بعد از اين « 12 » ذكر مسافات ديار عراق كنيم بعون اللّه و توفيقه .
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : بر .
( 2 ) مل ندارد .
( 3 ) با ، به عبادان حصين خوانند .
( 4 ) با ، گ ، مل : او .
( 5 ) با ، گ ، مل : پس .
( 6 ) با ، گ : از آنجا .
( 7 ) با : و ديگر . گ ، مل : ديگر .
( 8 ) مل : چه .
( 9 ) با ، گ ندارند .
( 10 ) همه نسخهها : سبب .
( 11 ) با : مثان . گ ، مل : مسان .
( 12 ) اساس : آن .