تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
بازارى است كه آن را سوق الخزاعه خوانند ، تا به « 1 » چاشتگاه آنجا غلبه « 2 » خريد و فروخت باشد « 3 » . در نيمروز به محلّتى ديگر كه آن را سوق عثمان خوانند ، تا قريب « 4 » بين الصلاتين در آنجا خريد و فروخت كنند . « 5 » و آخر روز بازارى « 6 » [ بزرگ است ] « 7 » كه بزّازان و صرّافان و بازرگانان آنجا جمع آيند و آن موضع « 8 » را فداجين « 9 » خوانند . تا به شب آنجا خريد و فروخت كنند . و بيع و شراى بازرگانان « 10 » رجوع به صرّافان بود و هر كس قماشى بفروشد ، هر خطّى از صرّافان بستاند ، چون بخرد وجه برايشان حواله دارد . و اين عمل از حاكم بصره به مقاطعه باشد . و در آنجا خريد و فروخت بسيار بود . و بر غربى بصره مايل به جنوب ، كوهى هست « 11 » كه آن را سنام « 12 » خوانند و نزديك آن « 13 » رود خانه‌اى است كه آن را وادى النّساء گويند . جهت آنكه آنجا زنان جمع شوند از زمين بر خلق بيرون مىآورند . « 14 » از سنام « 15 » تا به بصره سه فرسنگ باشد . ديگر در نواحى بصره هيچ جا كوه « 16 » نيست و بر جانب غربى بصره بيابان است و آنجا قطعا آب و زراعت نيست امّا بر اطراف ديگر ، نخلستانها و كشاورزى نواحى آن را نهايت نيست . بنياد جويهاى بصره و زراعت ايشان بر مدّ و جزر دريا است . از جمعى كه اهل خبرت‌اند صفت مدّ و جزر آن دريا چنين استماع افتاده است كه مدّ و جزر دريا تعلّق به سير قمر دارد « 17 » ، در شبانروزى دوبار مدّ بود و دوبار جزر . گويند « 18 » كه هرگاه ماه بر دايرهء نصف النّهار رسد « 19 » غايت مدّ بود و چون به افق رسد غايت جزر بود . اين حال در شبانروزى دو بار واقع شود . امّا به حسب اوقات روز و شب در يك زمان « 20 » معيّن نبود « 21 » به سبب آنكه ماه گاهى نيمروز به دايرهء نصف النّهار رسد « 22 » و گاهى نيمشب و وقتى نماز شام و گاهى
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : تا قريب . ( 2 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 3 ) با ، گ ، مل : كنند . ( 4 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 5 ) با ، گ ، مل : آنجا غلبه خريد و فروخت باشد . ( 6 ) مل ندارد . ( 7 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 8 ) مل : مواضع . ( 9 ) اساس خوانده نشد . ( 10 ) گ : بازرگانان . ( 11 ) با ، گ ، مل : است . ( 12 ) با : سام . ( 13 ) با ، گ ، مل : او . ( 14 ) با : مىآيد . ( 15 ) با : سام . ( 16 ) با : كوهى . ( 17 ) با : تعلّق دارد به سير قمر . ( 18 ) با ، گ ، مل : چنين گويند . ( 19 ) با : است . ( 20 ) با خوانده نشد . ( 21 ) با : بود . ( 22 ) گ مىرسد .