تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
فرسنگ است . متصل كرخ « 1 » است و بر جانب غرب و جنوب بغداد « 2 » است . و محولى كه تصانيف بسيار دارد در علوم ، از اين موضع است .

مداين

جمع مدينه است . چنين گويند كه اسكندر بعد از تمامت روى زمين مسخّر گردانيد و چند شهر معظم در اقطار عالم بساخت بدين موضع رسيد ، شهر « 3 » مداين را بنياد كرد . « 4 » باره‌اى كه اسكندر نهاده است هنوز اثر آن باقى است و به عمارت و توطّن « 5 » بدان مقام راغب بود و آنجا مدتى مقيم بود . هم در آن حوالى ميان شهر زور و مداين وفات كرده است . « 6 » بعد از مدتهاى مديد كه نوبت حكومت به انوشيروان رسيد ، او در عمارت مداين بيفزود و آن را تختگاه خود ساخت و در آنجا مقيم شد . فرزندان او بطنا بعد بطن « 7 » تا ايام عمر بن « 8 » خطاب رضى اللّه عنه « 9 » در آنجا بودند ؛ و دار الملك ايران زمين بود . در كتاب سير فرس آورده است كه اردشير بن بابك بعد از آن كه بلاد بسيار مسخر گردانيده بود « 10 » بدين موضع رسيد . آب و هواى آن « 11 » او را خوش آمد . مدينه‌اى بنياد نهاد . به هر حال مسكن ملوك بوه است از اكاسرهء ساسانى « 12 » و غيرهم . در كتاب معجم البلدان مىگويد اين چند شهر است نزديك يكديگر « 13 » آن را جمع كرده‌اند و مداين خوانده ، به جهت آنكه زاب الملك كه « 14 » از فرزندان منوچهر « 15 » بعد از موسى صلوات اللّه عليه « 16 » بوده است ، چون سى سال از ملك او بگذشت حفر زامين « 17 » كرد « 18 » و كور آن را معمور ساخت . شهر عتيقى « 19 » كه اصل مداين است او « 20 » بنياد نهاد . بعد از او « 21 » اسكندر متصل آن براى خود شهرى ديگر
هامش
( 1 ) مل : به كرخ . . ( 2 ) با ، گ ، مل : ندارند . ( 3 ) با ، گ ندارند . ( 4 ) گ : كرده . مل : شهر مداين بساخت . ( 5 ) با : به وطن . ( 6 ) مل ندارد . ( 7 ) با ، گ : بطنا بعد بطنا . ( 8 ) با ندارد . ( 9 ) جملهء دعائيه را با ، گ ، مل ندارند . ( 10 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 11 ) گ : آن را . ( 12 ) با ، گ ، مل : سامانى . ( 13 ) گ : يكديگر كه . ( 14 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 15 ) با ، گ ، مل : منوچهر است كه . ( 16 ) مل : عم . ( 17 ) با ، گ : زامن ، مل : رامن . ( 18 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 19 ) با : عشقى . گ ، مل : عسقى . ( 20 ) با : آنكه . گ ، مل : آن . ( 21 ) با ، گ ، مل : آن .