بساخت . بعد از او طيسفون عمارتى كرد . بعد از آن اسنانير ؛ « 1 » و آن شهرها را [ روميه مىخواندند . بعد از ايشان « 2 » انوشيروان شهرى « 3 » ديگر بساخت كه ايوان [ [ در آنجاست و آثار آن شهرها ] « 4 » مجموع باقى است ، همه نزديك [ يكديگر است ] « 5 » به جهت آنكه چندين شهر بود آن را ] ] « 6 » مداين خواندند . و ايوان كسرى در مداين است . از ركنى تا ركنى نود و پنج گز است . و مداين بر جنوبى بغداد است و تا بغداد شش فرسنگ است . « 7 » بلندى ايوان كسرى هشتاد گز است . امّا فتح مداين در صفر سنه ست عشر بر دست سعد وقّاص در زمان خلافت امير المؤمنين « 8 » عمر [ بن خطاب رضى اللّه عنه ] « 9 » ( شد ) « 10 » بعد از آن حجّاج بن يوسف در زمان حكومت بنو اميه ( واسط « 11 » را دار الاماره « 12 » ساخت و مردم مداين « 13 » را بدانجا نقل كرد و تا آخر دولت بنو اميه ) « 14 » دار الاماره عراق « 15 » ، واسط بود . بعد از آنكه منصور بغداد را عمارت كرد ، دار الامارهء بغداد شد . بعد از آن معتصم سامره را عمارت كرد و مدتى خلفا در آنجا مقام كردند و حالا مداين « 16 » به مثل ديهى است .
بابل
در عراق موضعى از بابل قديمىتر نيست ، [ و بدان سبب است ] « 17 » كه تمامت عراق را « 18 » گويند زمين بابل . و چنين گويند كه نوح عليه السّلام « 19 » بعد از طوفان با جمعى كه [ با او ] « 20 » در كشتى بودند آنجا فرود آمدند « 21 » و آن را عمارت كردند . « 22 » بعد از آن نسل ايشان بسيار شد و در ما بين دجله و « 23 » فرات بودند تا برسيدند از دجله به بيابان « 24 » كسكر ، و از فرات ماوراى كوفه . و اين موضع « 25 » است كه آن « 26 » را در عراق ، سواد مىگويند . ملوك ايشان به بابل فرود
هامش
( 1 ) گ : استانير .
( 2 ) گ ، مل : آن .
( 3 ) گ ، مل : شهر .
( 4 ) اين عبارت را با ندارد .
( 5 ) با ندارد . گ : ديگرست .
( 6 ) اين عبارت را مل ندارد .
( 7 ) با ، گ ندارند .
( 8 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 9 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 10 ) فقط در مل .
( 11 ) با ندارد .
( 12 ) با : دار الامارهاى .
( 13 ) با ندارد .
( 14 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 15 ) با : بغداد .
( 16 ) با ، گ : اين .
( 17 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 18 ) گ ، مل : تمامت را عراق .
( 19 ) گ : ع .
( 20 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 21 ) اساس : آمد .
( 22 ) اساس : كرد .
( 23 ) مل : فرات و دجله .
( 24 ) مل : بيان .
( 25 ) با ، گ ، مل : موضعى .
( 26 ) با ، گ ، مل : او .