نهروان
كورهاى بزرگ است ميان بغداد و اوسط . نهروانات سه است : اعلى و اوسط و اسفل .
از اعمال بغداد است و بر جانب شرقى دجله « 1 » . [ حد اعلاى ] « 2 » آن « 3 » متصل است « 4 » به بغداد .
در آن چند قصبه است : اسكاف « 5 » و جرجرايا و صافيه « 6 » و ديرقنّى و غير ذلك . و واقعهء « 7 » امير المؤمنين على رضى اللّه عنه « 8 » با خوارج در اين موضع « 9 » افتاد و آن واقعه مشهور است .
اين كوره حالا خراب است . گويند خرابى اين نهر « 10 » در زمان سلاطين سلجوقى بود « 11 » كه اعمال اين نهر بر ممر لشكر افتاده بود و اهالى آن جلا كردند « 12 » و خرابى آن استمرار يافت .
گويند « 13 » كه « 14 » دو سه كرت خواستند كه آن را معمور سازند ، هر كس ابتدا كرد كه آن نهر را باز كند ، قبل از آنكه به اتمام رسد آن شخص وفات كرد . « 15 » ديگران مستشعر شده همچنان بر حال خرابى بماند . الّا در زمان معمورى بهترين نواحى بغداد بوده « 16 » ؛ هم از روى مداخل و هم نزهت مواضع .
قصر هبيره
اين موضع منسوب به [ يزيد بن عمرو بن « 17 » ] « 18 » هبيره است . او والى عراق بود از قبل مروان [ بن محمّد بن مروان ] « 19 » . چون سفاح مملكت بگرفت ، در اين مقام عمارت بسيار كرد از كوشك و باغ و بازارهاى پوشيده ، و آن را هاشميه نام نهاد . امّا « 20 » مردم به همان نام اول ، قصر هبيره ، خواندند . « 21 » كربلا محاذى اين موضع است . از جانب مغرب در بريه نزديك جسر سور است از نواحى بابل قديم . « 22 »
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : دجله است .
( 2 ) با ، گ ، مل : ندارند .
( 3 ) اساس : او .
( 4 ) با ، گ ، مل : ندارند .
( 5 ) با ، مل : اشكاف .
( 6 ) مل : صاقيه .
( 7 ) گ : واقعهاى .
( 8 ) با : على بن ابو طالب عليهم السّلام . مل : على بن ابى طالب عليه السّلام .
( 9 ) با : مواضع .
( 10 ) با ، گ ، مل : شهر .
( 11 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 12 ) گ ، مل : گشتند .
( 13 ) با ، گ ، مل : چنين گويند .
( 14 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 15 ) با ، گ ، مل : يافت .
( 16 ) با ، گ : او بوده .
( 17 ) با ، گ : ندارند .
( 18 ) مل ندارد .
( 19 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 20 ) با ، گ ، مل : فامّا .
( 21 ) با ، گ ، مل : خوانند .
( 22 ) اساس : قديمه .