كثرت اجناد و وفور اسباب و اسلحهء ايشان شنيده بود ، از اين معنى در انديشه بود . ديگر آنكه پيشتر در زمان چنگيز خان ، جرماغون « 1 » به حدود بغداد رسيده بود در عهد خلافت الناصر لدين اللّه ، و در آن تاريخ صد و بيست هزار سوار در اعمال معيّن و مرتّب بودند .
خليفه به موافقت و مقاتلت پيش آمد و جرماغون را منهزم باز گردانيد . اين اخبار در مقعر اسماع جايگير شده بود . در اين حال رسول ابن العلقلى پيش پادشاه هولا كوخان آمد « 2 » كه اگر پادشاه بدين طريق حركت نمايد « 3 » من چنان سازم كه مملكت بغداد « 4 » به اسهل وجوه مسخّر پادشاه شود .
هلاكو خان در تصميم اين عزيمت و استضافت « 5 » اين مملكت از رأى خواجه « 6 » نصير الدّين طوسى استكشافى « 7 » كرد و از روى احكام نجوم استشارتى نمود . خواجه نصير بعد از تسيير « 8 » طالع و تقويم كواكب و تحقيق اتصالات و سعد و نحس نظرات عرضه داشت كه استخلاص آن ديار بىتحمّل مزيد كلفتى بر دست مواكب منصور ميسّر خواهد شد و مدت ايام خلافت به سر [ خواهد آمد ] « 9 » . اگر صورت قضا و قدر موافق اين احكام باشد ، از اثر ميامن « 10 » دولت پادشاه تواند بود و الّا ( شعر ) « 11 » :
أدبّر بالنجوم و لست ادرى * و ربّ الارض يفعل ما يشاء
هولاكو خان به دلى ثابت و ضميرى منفسح استعداد نهضت و حركت لشكر را بشارت فرمود . « 12 » از آن طرف ابن علقمى « 13 » با « 14 » خليفه طريق خداع و اضلال پيش گرفت و گفت به حمد اللّه صيت « 15 » نفاذ حكم و مقدرت و بسطت مال و كثرت جيش ديوان عزيز اعزه اللّه « 16 » از يمين و شمال بر بريد « 17 » شمال و صبا در صباح [ و مسا ] « 18 » مسابقت گرفته ، چندين مال هر سال به علّت مواجب عساكر و اقطاع و وجوه اجناد صرف كردن ، از مقتضاى رأى رزين و
هامش
( 1 ) با : جرباعون .
( 2 ) با ، گ ، مل : رسيد .
( 3 ) با ، گ ، مل : فرمايد .
( 4 ) با ، گ ، مل : مملكت بغداد چنان سازم كه .
( 5 ) با : استصاف .
( 6 ) با ، گ ، مل : مولانا .
( 7 ) با : استصاف .
( 8 ) با خوانده نشد .
( 9 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 10 ) مل : ميان .
( 11 ) اساس ندارد .
( 12 ) با ، گ ، مل : راند .
( 13 ) مل : ابن العلقمى .
( 14 ) با : تا .
( 15 ) با : صلت . اساس خوانده نشد .
( 16 ) با خوانده نشد .
( 17 ) با ، گ ، اساس : برند .
( 18 ) با ندارد . گ ، مل : بىمسا . با : بىمسابقت .