محاصره كردند . بعد از جنگ و كوشش « 1 » بسيار شهربند را مسخر گردانيد و مردم سيرجان پناه به قلعهء كوه بردند . و در هژدهم ربيع الاول سنة المذكور فتح شهربند سيرجان فرمود و چون تسخير قلعه حالا متصوّر نبود ، جمعى از لشكريان را با توكل بيان « 2 » و محمود خوارزمى و شيخ على دزفولى « 3 » به محاصرهء آنجا بگذاشت و فاضل و عبد اللّه ترخان را با قشونات ايشان به طرف بم و جيرفت و ساير گرمسيرات كرمان به ايلغار فرستاد و با ساير لشكريان متوجّه كرمان شد . به هر موضع كه رسيدند اثر « 4 » آبادانى در آن ديار نماند . بعد از آن كه « 5 » اين لشكرها از در سيرجان دور تر رفت ، سيرجانيان ناگاه شبيخونى برون آوردند و جماعتى را كه « 6 » به محاصره گذاشته بودند بر ايشان زده همه را از هم بريخت . چنان كه امراى ايشان با يك اسب و تازيانه بيرون رفتند . ديگر باقى لشكر و اغرق ايشان مجموع به دست سيرجانيان افتاد .
چون آن جماعت گريخته پيش امير زاده اسكندر رسيدند هر تو شمالى را گوشمالى داده و سرزنش و تغيّر « 7 » بسيار كرد . بعد از اين قضيّه امير عبد الصّمد « 8 » را به طرف خبيص فرستاد . چون امير عبد الصّمد به خبيص رسيد فى الحال را بگرفت و نوكران او به آنجا مشغول گشته به هر طرف متفرّق شدند . و كرمانيان از اين اعلام يافته ، سلطان حسين برادر خردتر « 9 » سلطان اويس از كرمان با لشكرى متوجّه خبيص « 10 » شد . چون امير عبد الصّمد [ از ايشان خبر يافت ، مردم خود را جمع گردانيده « 11 » به استعداد مقاومت مشغول شد روز ديگر در برابر يكديگر رسيده با وجود آنكه لشكر امير عبد الصّمد ] « 12 » به عدد كمتر از لشكر كرمان بود ، جنگ كرده كرمانيان « 13 » را منهزم گردانيده و الجاى بسيار از ولايت خبيص رانده ، در ششم جمادى الاول سنهء اربع عشر و ثمانماية پيش « 14 » امير زاده اسكندر رسيد . و از طرف گرمسيرات امير فاضل نيز الجاى بسيار « 15 » رانده به اردوى
هامش
( 1 ) با : كوشش جنگ .
( 2 ) با : توكل سان . اساس ، گ بىنقطه .
( 3 ) با : در قولى . مو : در فورى .
( 4 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 5 ) با ندارد .
( 6 ) اساس ندارد .
( 7 ) با ، گ ، مل : طعن .
( 8 ) مل ندارد .
( 9 ) مل ندارد .
( 10 ) با : رفت . اساس ندارد .
( 11 ) مل : كرده .
( 12 ) اين عبارت را با ندارد .
( 13 ) گ : كرمانيان را جنگ كرده .
( 14 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 15 ) با ندارد .