محل اعتماد نمىدانست ، تن به صلح در داد « 1 » و با يكديگر به طريق نفاق « 2 » و تكلّف بعد از تقديم رسوم حزم و احتياط از جانبين به موضعى كه در آن زمان خاطر بدان جمع و متسلّى « 3 » بود ملاقات كردند و شرطى چند كه اقدام بر آن چون وفاى « 4 » دلبران معقول نمىنمود در ميان آوردند و تعهّدى كه از عقدهء صبر بىدلان سستتر مىنمود مقرون داشته از يكديگر جدا شدند و شاه منصور به جانب شيراز رفت و شاه يحيى به جانب يزد . بعد از آن شاه منصور روى به معاملهء ابرقوه و پهلوان مهذّب آورد .
هامش
( 1 ) اساس ناخواناست .
( 2 ) با : اتّفاق .
( 3 ) با خوانده نشد . اساس : متساوى .
( 4 ) اساس : وفابر .