برسيدند [ و اتابك هوشنگ ] « 1 » پسر اتابك بشنگ با هفتصد سوار ملحق شد . چون ايشان در لرستان از قرب جوار شاه منصور در شوشتر متضرّر و متشكّى بودند ، بارها چهار پايان و غنايم و اموال ايشان و احشام لرستان پايمال غارت و تاراج « 2 » شاه منصور شده بود ، در اين قضيّه با سلطان زين العابدين از سر اخلاص طريقهء موافقت پيش گرفتند . دواعى رغبت « 3 » سلطان در توجّه شيراز و تصوّر لذّت انتقام تضاعف مىپذيرفت به مرتبهاى كه ملاحظهء جانب شاه يحيى و انتظار ورود و وصول او بر موجب مقرّر مهمل گذاشت . با وجود كه شاه يحيى نيز از ابرقوه گذشته بود ، چون سلطان زين العابدين به ولايت كامفيروز رسيد ، شاه منصور با مردم قديم خود كه معتقد عليه او بود به قريهء بيضاء نزول كرد .
سلطان زين العابدين چون از وصول او واقف شد ، به راه فولنو « 4 » متوجّه شد به تصوّر آنكه پيش از او به ظاهر شيراز رسد « 5 » و وعدهاى كه اصحاب شيراز با او كردهاند و آن را عدّهء اسباب نجاح « 6 » و فيروزى خود شناخته به انجاز « 7 » رسد . و بر مقدّمه ، پهلوان امير « 8 » و كاش كه از مخصوصان معتمد او بود به راه فولنو روان كرد . و شاه منصور چون از توجّه سلطان زين العابدين بدان صوب وقوف يافت ، او نيز بدان طرف نهضت كرد و بر مقدّمه ، دلو محمّد را كه از بهادران شاه منصور بود بفرستاد . و از جانبين « 9 » در قطع راه تعجيل نمودند . در اثناى شب مقدّمه هر دو لشكر در سر فول به يكديگر رسيدند ؛ و بر عقب ايشان شاه منصور و سلطان زين العابدين نيز هر يك از طرفى بر سر فول « 10 » رسيدند . به حسب اقتضاء تقدير دلو محمّد و پهلوان امير « 11 » و هر دو در آن موضع به قتل آمدند . از هر دو جانب فول « 12 » را بشكافتند و تا روز شرايط حراست و پاس به جاى آورد . على الصّباح سواران هر دو لشكر به عزم محاربت و مقاتلت پاى در ركاب آوردند و هنوز محل صف
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 2 ) اساس : باخت ( كذا )
( 3 ) با ، مل : رعيت .
( 4 ) همه نسخهها چنين است . شكل ديگرى از پول يا پل .
( 5 ) اساس : رسيد .
( 6 ) فقط در اساس .
( 7 ) اساس بىنطقه . با ، گ : ايجاز . مل : انجا . تصحيح قياسى است .
( 8 ) همه نسخهها جز اساس : اميره .
( 9 ) اساس : خوانين .
( 10 ) مل ندارد .
( 11 ) گ ، مل : امير .
( 12 ) گ ، مل : درقول .