موعود و مستظهر شده و در تقديم مراسم يك جهتى مجتهد ، كار او به مزيد قوّت استعلا گرفت . جماعت سادات عظام كه از اعضا و اركان مملكت بودند ، شاه يحيى دروازهء سلم را بديشان سپرد و ضبط آن بديشان رجوع كرده و بر آن اعتماد نموده و ايشان شاه منصور را دعوت كرده به شهر در آوردند .
شاه يحيى و اتباع او مقارن اين حال از دروازهء سعادت بيرون رفتند و روى به جانب يزد « 1 » آوردند . « 2 » بىزيادت كلفتى و امتداد مشقّتى ممالك فارس در تصرّف شاه منصور آمد . طايفهاى از اصول و اعيان كه در شيراز بودند همه را محبوس كرده به مطالبات عنيف مأخوذ ساخت . امير غياث الدّين شول كه از عظماء شهرياران ولايت شولستان بود در مملكت فارس استيلايى « 3 » هر چه تمامتر داشت و با فرزندان امير محمود شاه اينجو كه سالها سلطنت شيراز كرده بودند طريقهء قرابت و خويشى مسلوك داشت ، و بعد از وفات شاه شجاع با سلطان زين العابدين مخالفت كرد چنان كه ذكر آن گذشت ؛ چون به دست بوس شاه منصور رسيد ، على الفور او را بگرفت و در همان دو روز « 4 » ديدهء جهان بين او را ميل كشيد . و در ضبط مملكت و رعايت رسوم حزم و احتياط ، طريقهاى كه « 5 » او در امتداد زمان غربت « 6 » و حوادث ايام بدان معتاد شده بود از هر جا فراگرفته مسلوك مىداشت ، و همگنان از استغراب آن اطوار تعجّب مىنمودند . روز بروز نواير ابّهت و كامكارى او مستعلىتر ، و او بر تنفيذ « 7 » عزايم سرورى مستولىتر مىشد . چون در آن و لا انواع بليّات و مكروهات به متوطّنان بلاد فارس رسيده بود و شاه منصور ايشان را به نويد عدل و داد وعده داده ، به قدوم او استبشار نمودند . شاه منصور روى به ضبط نواحى و مضافات آن آورده در كار خود با امرا و سپهسالاران و اصحاب ديوان و اركان دولت آئين و تزيين « 8 » داد و به قدر پايه و مرتبت و دستگاه و مكنت ، مرسومات و ادرارات و موجبات تعيين فرمود و همّت و نهمت بر عمارت مملكت و رعايت رعيّت مصروف و موقوف گردانيد .
هامش
( 1 ) گ : راه يزد .
( 2 ) اساس : آورد .
( 3 ) با ، گ ، مل : استيلاى .
( 4 ) با : همان روز .
( 5 ) مل ندارد .
( 6 ) با ندارد .
( 7 ) مل : سفيد . با ، گ بدون نقطه .
( 8 ) همه نسخهها جز اساس ، مل : آئين تزئين .