ذكر توجه امير صاحبقران به ممالك عراق و فارس و قضايايى كه در آن ايّام واقع شد
در شهور سنهء تسع و ثمانين و سبعماية حضرت امير صاحبقران - انار اللّه برهانه - ايلچى به طلب سلطان زين العابدين فرستاده فرمود كه پدر مرحوم تو با ما در دوستى مىزد و در مقام ايلى « 1 » و انقياد و مطاوعت بود . مىبايد كه به حضرت ما توجّه نمايى تا به تجديد ، آن ولايت را بر تو مقرّر داشته به نوعى ترا باز فرستيم كه موجب سرفرازى تو باشد و بر مقتضى وصيّت و حسن سفارشى كه شاه شجاع در زمان تجرّع كأس مفارقت از مقام دنياى فانى عرضه داشت كرده مشاهده نمايد . ايلچى را نگاه داشته به اعذار معلول متمسّك مىشد و رعب و دعر و صولت پادشاهانه به نوعى ارجاء و انحاء ضمير او فرو گرفته بود كه به نصايح و انداز « 2 » متنبّه نمىشد . بيت :
كسى كه گردش گيتى به كين او برخاست « 3 » * به غير مصلحتش رهبرى كند ايّام
كبوترى كه دگر آشيان نخواهد ديد * قضا همى بردش تا به سوى دانه و دام
چون حضرت صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - « 4 » ( معلوم فرمود كه ايلچى را باز داشته نمىآيد و در آن ايّام حضرت صاحبقرانى ) « 5 » از ولايت آذربايجان مراجعت نموده بود اغرقها را فرمان شد تا با امير زادهء سعيد شهيد اميرانشاه بهادر - نور اللّه مرقده - در ولايت رى باشند ؛ و به نفس مبارك از ولايت همدان گذشته به جربادقان رسيد و از آنجا متوجّه اصفهان شد . صورت آن قضيه و كشتن « 6 » اهل اصفهان در ذكر عراق عجم و جبال به شرح تقرير كرده آيد إن شاء اللّه وحده ( العزيز ) « 7 » .
هامش
( 1 ) با : ايلچى .
( 2 ) با ، گ ، مل : پند .
( 3 ) با ، گ ، مل : برخواست .
( 4 ) دعائيه را با ندارد .
( 5 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 6 ) با ، گ ، مل : كشش .
( 7 ) اساس ندارد .