تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
خان سلطان برقرار تحريك شاه شجاع [ مىكرد ، شاه شجاع ] « 1 » در بند آن شد كه بهانه بر « 2 » برادر پيدا كند و متوجّه اصفهان شود . پيش شاه محمود فرستاد كه امسال اخراجات زياده در اين ممالك واقع شده ، و نيز در خاطر « 3 » است كه دختر كوچك در عقد شاه منصور منعقد شود . از بهر ساختگى آن وجهى چند دربايست است . اگر آن برادر امسال « 4 » از مال اصفهان مددى كند دور نباشد . شاه محمود جواب فرستاد كه تمام ممالك فارس و عراق در تصرف نواب آن حضرت است . اين خرابه كه هر سال لشكرى روى بدانجا نهاده « 5 » و اين برادر به خرج خود فرومانده از كجا وجهى « 6 » به شيراز فرستد ؟ « 7 » چون ايلچى معاودت نمود شاه شجاع گفت عهد كرده بود كه از سخن و صوابديد اينجانب بيرون نرود . چون خلاف عهد در ميان آمد ، متعاقب با لشكر متوجّه است . بعد از آن عازم اصفهان شد . چون بدان حدود رسيد . جمعى شاه محمود را اعلام كردند كه اين فتنه از ممر خان سلطان است . شاه محمود تفحّص احوال « 8 » او را به جدّ گرفت . چون محقّق شد خان سلطان را قتل كرد و پيغام به برادر فرستاد [ ديگر باره گرگ آشتى در ميان آمد و شاه شجاع به فارس مراجعت نمود . شاه محمود ايلچيان به تبريز فرستاد ] « 9 » و دختر سلطان اويس را خواستارى كرد و آن وصلت شد . دختر سلطان اويس را به عراق آوردند با لشكرى انبوه . و شاه محمود از كشتن خان سلطان پشيمان شده « 10 » بود . شب و روز فرياد كرد و از سر تا پاى خود هيچ نگذاشت كه داغى ننهاد و آخر الامر مودّى به مرضى صعب شد و در سر آن قضيه رفت . چون دختر سلطان اويس به اصفهان آمد و آن بيقرارى مشاهده كرد و ميان ايشان اتّحادى نبود ، روزى كه شاه محمود غايت بود ، خان سلطان را از خاك بيرون آورد و بسوخت . چون شاه محمود به لشكر تبريز كه همراه دختر سلطان اويس بود مستظهر شد ، لشكرها جمع كرده متوجه فارس شد . چون « 11 » شاه شجاع را « 12 » خبر شد او نيز لشكرها
هامش
( 1 ) مل ندارد . ( 2 ) مل : براى . ( 3 ) مل : خواطر . ( 4 ) مل : خواطر . ( 5 ) با ، گ ، مل : آورده . ( 6 ) مل : از كجا ممكن است كه وجهى . ( 7 ) اساس : فرستند . ( 8 ) مل : حال . ( 9 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند . ( 10 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 11 ) اساس ندارد . ( 12 ) اساس ندارد .