تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
گردانيده « 1 »
بديشان چنين گفت كاكنون گريز « 2 » * بسى به از آرام يا رستخيز « 3 » روان كرد سوى سپاهان « 4 » علم * ز گردون گردنده گشته دژم
در روز يكشنبه بيست و چهار ذى القعدهء سنهء سبع و ستين و سبعماية شيراز باز گذاشته متوجه اصفهان شد و خان سلطان « 5 » ، صدر الدّين انارى « 6 » را كه در آن ايّام در شيراز وزارت شاه محمود كرده بود امّا به دوستى شاه شجاع متهم بود به قتل رسانيده از عقب شاه محمود روانه شد . شاه شجاع در سال ديگر لشكر به اصفهان كشيد . بعد از جنگ و محاربه ، شاه محمود رسل در ميان كرد و بر آن مقرّر كردند كه شاه محمود پيش برادر آيد و خطبه و سكه به نام شاه شجاع كند و شاه شجاع اصفهان به برادر مسلّم دارد . برين موجب به وفا رسانيدند و شاه شجاع به دار الملك فارس مراجعت نمود در شهور سنه سبعين و سبعماية - چنانچه پيشتر امير مبارز الدّين محمّد ، در شهور سنهء سبع و خمسين و سبعمأية با القاهر بالله محمّد بن ابى بكر العباس « 7 » كه در مصر بود بيعت كرد و در آن مبايعت علما رسالات نبشته‌اند - و اللّه علم . « 8 » بعد از آن شاه شجاع عزيمت يزد كرد . چون بدان نزديك « 9 » رسيد شاه يحيى استقبال نمود و شاه شجاع به اندرون يزد رفت و دختر را بديد . چند روزى به عشرت مشغول شد و ركن الدّين شاه حسين پسر معين الدّين اشرف را وزارت داده از يزد ، مصاحب به شيراز آورد . در اين اثنا خان سلطان با شاه شجاع اظهار تعشّق مىكرد و بيلاكات مىفرستاد و تحريك مىكرد كه اگر شاه شجاع متوجه اصفهان شود ، او شاه محمود را گرفته بسپارد . و شاه شجاع به سبب عهدى كه با برادر كرده بود « 10 » در توقف مىانداخت . « 11 » چون
هامش
( 1 ) با ، مل : گردانيده بيت . گ : گردانيده نظم . ( 2 ) اساس : گذير . ( 3 ) اساس : ز آرام با رستخيز . گ ، مل : رستخيز . ( 4 ) با ، مل : صفاهان . گ : صفهان . ( 5 ) اساس : صدر دين . ( 6 ) با ، اساس بىنقطه . گ : يارى . مل : ايارى . تصحيح قياسى است . ( 7 ) اساس خوانده نشد . ( 8 ) ظاهرا افتادگى دارد . همه نسخه‌ها چنين است . ( 9 ) با ، گ ، مل : به نزديك . ( 10 ) با ندارد . ( 11 ) اساس ، گ ، مل : مىافتاد .