ذكر مخالفت شاه شجاع و شاه محمود و قضايايى كه خلال آن واقع شد « 1 »
چون ميان برادران به نزاع و قتال انجاميد ، شاه شجاع با لشكرى بىكران متوجه اصفهان شد و شاه محمود « 2 » نيز استعداد محاربت و مقاتلت آماده گردانيده از اصفهان بيرون آمد . بعد از آنكه چند چنگ كردند شاه محمود حصارى شد و شاه شجاع به ظاهر اصفهان نزول فرمود . مدّت اين محاصره دو ماه برداشت و هر روز آتش جنگ تيزتر مىشد تا يك روز شاه محمود « 3 » جمعى را از بهادران در كوچه باغهاى صفاهان « 4 » در كمين نشاند و خود بيرون آمد . اتّفاقا آن روز شاه شجاع سوار نشد . شاه سلطان با جمعى بهادران تا نزديك دروازه لبنان آمد . در حملهء اول شاه محمود به حيلهء خود را به هزيمت داد تا « 5 » شاه سلطان دلير شده از عقب هزيمتيان تا دروازه « 6 » بيامد . چون « 7 » جنگ گرم شد ، لشكرى كه « 8 » در كمين بودند از پس پشت شاه سلطان در آمدند و از شهر غلبهء تمام بيرون ريختند و حربى « 9 » اتّفاق افتاد كه صفت آن به تقرير راست نيايد تا عاقبة الامر مبارز برادر شاه سلطان در اين معركه كشته شد « 10 » و شاه سلطان را دستگير كردند و به اندرون شهر بردند . در همان روز به همان شربت كه امير مبارز الدّين را چشانيده بودند « 11 » چشم « 12 » او را نيز ميل كشيدند . مولاناى سعيد جلال الدّين خوافى « 13 » را رباعيى در مدح امير مبارز الدّين است « 14 » كه اشارت بدين واقعه كرده است :
گر دست فلك چشم مرا ميل كشيد * در ذات شريف تو جهان نقص نديد
آن كس كه بدان چشم تو آسيب رساند * او نيز بعينه مكافاتش ديد
هامش
( 1 ) با : در آن ايام واقع شد . مل : و قضاياى آن زمان .
( 2 ) با : شاه شجاع محمود .
( 3 ) با : شاه شجاع محمود .
( 4 ) گ ، مل : اصفهان .
( 5 ) مل ندارد .
( 6 ) گ ، مل : در دروازه .
( 7 ) اساس ندارد .
( 8 ) اساس ندارد .
( 9 ) مل : جنگى .
( 10 ) مل : گشت .
( 11 ) با : بود .
( 12 ) با ندارد .
( 13 ) مل : مولا سعيد الدّين خوافى .
( 14 ) گ ، مل : نوشت .