تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
اگر « 1 » ميل تبريز كند او داند . ملك اشرف قبول نكرد و پيش ياغى باستى فرستاد كه هرگاه تبريز در دست ما « 2 » باشد تمامت ممالك مسخّر توان « 3 » كرد . و اگر اين فرصت فوت شود و ديگرى در حكومت آذربايجان متمكّن شود ، آن زمان پيشمانى سود « 4 » ندارد . و بعد از گفت و شنيد بسيار ياغى باستى را نيز ميل تبريز شد و سلطانشاه جاندار را « 5 » اجازت خواسته به يزد مراجعت نمود . ابراهيم صواب نيز پيش امير محمّد مظفّر رفت و امير شيخ ابو اسحاق از آن ورطه خلاص يافت و مملكت فارس روى به آبادانى نهاد . اين حال در شهور سنهء اربع و اربعين و سبعمأية بود . در اطراف ممالك امراء و لشكريان كه « 6 » متفرّق شده بودند روى به شيراز نهادند و امير شيخ جمال الدّين ابو اسحاق گوى حكومت ممالك فارس را لخلو الميدان « 7 » در خم چوگان اقتدار آورد و مدت دوازده سال حكومت فارس كرد و در اين ايام چند كرت لشكر به جانب كرمان برد امّا كرمان مسخّر نتوانست كرد . فامّا اصفهان را به تحت تصرّف در آورد و امراء لورستان و شورستان انقياد نمودند .
هامش
( 1 ) با : اگر بعد از آن . ( 2 ) اساس ندارد . ( 3 ) اساس : تواند . ( 4 ) اساس : سودى . ( 5 ) فقط در با . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) اساس ، گ ، مل : بخلوّ الميدان .