تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
شمس الدّين صاين قاضى كه مدار لشكر شيراز بودند از پير حسين برگشته پيش ملك اشرف رفتند و شكست بر لشكر پير حسين افتاد . « 1 » پير حسين منهزم گشته به طرف سلطانيه رفت و از آنجا پيش شيخ حسن كوچك رفت . او را گرفته بعد از چندگاه هلاك گردانيد . ملك اشرف بعد از اين فتح عازم فارس شد و امير جمال الدّين شيخ ابو اسحاق بن امير محمود شاه در لشكر ملك اشرف بود . چون به حدود فارس رسيدند با ملك اشرف گفت من پيشتر به شيراز روم و اكابر ايشان را ببينم و چنان سازم كه بىجنگ و خصومت « 2 » مملكت فارس مسخّر شود . محمود شاهيان فارس را خانهء خود مىدانستند به تخصيص شيراز را . ملك اشرف به اين رضا داد . چون شيخ ابو اسحاق به شيراز رسيد ، مردم شيراز را به خود دعوت كرد و ايشان را از ظلم ملك اشرف او خايف گردانيد . همه با او بيعت كردند . چون ملك اشرف برسيد دروازها « 3 » بستند و بنياد جنگ كردند . ملك اشرف ديد كه كارى دست نخواهد داد و مراجعت نمود و امير « 4 » جمال الدّين در شيراز حاكم شد در شهور سنهء اثنى و اربعين و سبعمأية . در اين ولا برادرش امير مسعود شاه كه پيشتر از امير پير حسين و محمّد مظفّر گريخته بود و شيراز بازگشته به بغداد پيش امير شيخ حسن بزرگ « 5 » رفت و از آنجا امير شيخ حسن ، امير ياغى باستى را با او بفرستاد و ايشان را لشكرى داد كه به فارس روند و شيراز از دست پير حسين انتزاع نمايند . چون ايشان برسيدند خود اين صورت دست داده بود . امير شيخ ابو اسحاق چون برادرش برسيد حكومت به دو گذاشت و خود به ملازمت برادر بايستاد . امير مسعود شاه با وجود آنكه امير ياغى باستى را خدمات پسنديده مىكرد « 6 » و خود را پيش او چون نايبى مىدانست « 7 » ، امّا ياغى باستى از نخوتى كه لازمهء ذات مغول است خود را مهمان و مسعود شاه را صاحب مكان جايز نمىديد ، منتهز فرصت شده ناگاه بىموجبى مسعود شاه را به قتل آورد . چون برادرش شيخ جمال الدّين ابو اسحاق از اين صورت خبردار گشت با ياغى باستى ياغى شد و اكابر شيراز و كلويان « 8 » مثل خواجه
هامش
( 1 ) با ندارد . ( 2 ) بىجنگ و جدل و خصومت . ( 3 ) با : دروازها را . ( 4 ) اساس : از . ( 5 ) مل : شيخ امير حسن بيك بزرگ . ( 6 ) با : مىكردند . ( 7 ) با ، گ ، مل : مىداشت . ( 8 ) اساس : كلونان .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 206 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى