ذكر حكّام فارس كه دعوى استقلال مىكردند بعد از انقراض ايّام « 1 » ابو سعيد « 2 »
در شهور سنهء ست و ثلثين و سبعمأية پادشاه ابو سعيد درگذشت و از او كسى نماند كه دعوى سلطنت كند . در هر طرف هر كس اندك قوّتى داشت اختيار خود به ديگرى نداد . در مملكت فارس ، شيراز « 3 » امير شاه محمود اينجو داشت . او را هم در آن سال آرپاخان به قتل آورده فرزندان او مملكت شيراز با تصرّف گرفتند . و يزد را امير محمّد مظفّر ضبط نمود و امير شيخ حسن [ بزرگ از روم به آذربايجان آمد و امير شيخ حسن بن تيمور تاش خروج كرد و لشكر امير شيخ حسن بزرگ را منهزم گردانيد . امير شيخ حسن ] « 4 » بزرگ به جانب بغداد و ديار بكر رفت ، و امير شيخ حسن كوچك مملكت آذربايجان و گرجستان با تصرّف گرفت و برادر خود ملك اشرف را به عراق عجم فرستاد ، و امير پير حسين بن شيخ محمود پسر عم خود را به ملكت فارس فرستاد . چون پير حسين عازم فارس شد از محمّد مظفّر استمداد نمود و امير محمّد پيش امير پير حسين آمد و به اتّفاق به شيراز رفتند . امير مسعود شاه بن امير محمود شاه شيراز باز گذاشت و امير پير حسين در شيراز بر سرير سلطنت بنشست و امير محمّد مظفّر را به حكومت كرمان مقرّر فرمود . و آن قصّه در ذكر كرمان به اتمام رسد إن شاء اللّه وحده .
بعد از آنكه « 5 » امير پير حسين مدت دو سال در شيراز سلطنت كرد ، امير ملك اشرف [ را داعيهء حكومت فارس شد . امير پير حسين لشكرى ساخته گردانيده از شيراز بيرون آمد به دفع امير ملك اشرف ؛ و ملك اشرف ] « 6 » از اصفهان عازم شيراز گشته بود ، هم در حدود اصفهان ملاقات فريقين افتاد . در حالت حرب امير زاده على پيلتن و مولانا
هامش
( 1 ) با ، گ : بعد از زمان .
( 2 ) گ : ابو سعيد بهادر خان . اين عنوان را مل ندارد .
( 3 ) با : شيراز را از . مل : در مملكت فارس و شيراز .
( 4 ) اين عبارت را با ، گ ندارند .
( 5 ) مل ندارد .
( 6 ) اين عبارت را با ندارد .