تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بود ضبط نمايد . چون حكم پادشاه نبود حكّام يزد به اتفاق امير مبارز الدّين محمّد مانع آمدند . سيد عضد الدّين از ايشان رنجيد ، متوجه اردو شد و آنجا پيش سلطان ابو سعيد از امير محمّد مظفّر شكايت كرد . سلطان ابو سعيد چون معلوم فرمود كه مادهء نزاع چه بوده است فرمود كه حق به جانب امير مظفّر است وا او را غايبانه تربيت تمام كرد . حكومت فارس به تربيت امير چوپان بر امير محمود شاه اينجو مقرر شد و يزد را على حده به امير محمّد مظفّر دادند . و در آن ايّام لشكر تكودار از خراسان به راه سيستان به حدود كرمان در آمدند و خرابى بسيار كردند و از آنجا متوجه فارس شدند و امير محمّد مظفّر با وجود آنكه هنوز سنّش به بيست نرسيده بود با ايشان جنگ‌هاى مردانه كرد و از سرداران ايشان چند كس را به قتل آورد و سرهاى ايشان به اردوى سلطان ابو سعيد فرستاد و اين معنى موجب تربيت و رعايت او شد . و چند كرت تكودريان آهنگ جنگ او كردند و هر بار او غالب آمد ] . « 1 » و در سنه ست و عشرين و سبعماية امير تالش پسر امير حسن بن چوپان به موجب يرليغ به حكومت تمامت فارس و عراق عجم و كرمان آمد و تمامت اين بلاد را در نظر آورد و از بهر سياست در هر موضعى چند كس را به قتل آورد ، به تخصيص در كرمان جماعتى تركمانان بودند كه با مردم زور و زيادتى كرده بودند و راه زده . مجموع قبليهء ايشان را بكشت و سياست و هيبتى تمام از او در دل اهل فارس نشست . امّا بعد از يك سال ديگر زوال دولت چوپانيان بود ، چنانچه ذكر آن به موضع خود بيايد إن شاء اللّه وحده . و در شهور سنهء اربع « 2 » و ثلثين و سبعماية سلطان ابو سعيد حكومت بلاد فارس و توابع به امير مسافر اناق « 3 » داد ، و امير محمود شاه اينجو ، چنانچه پيشتر ذكر آن گذشت ، چند سال حاكم فارس بود و استعداد بسيار در آن بلاد حاصل كرد ، چنانچه در شيراز و شبانكاره و توابع آن مبلغ صد تومان محصول املاك خاصه محمود شاه جمع مىشد . با وجود اين پيش سلطان « 4 » گستاخ بود « 5 » و به سبب قدمت « 6 » خدمت ، سخن گوى چست و
هامش
( 1 ) اين عبارت فقط در اساس آمده است . ( 2 ) اساس : تسع . ( 3 ) گ ، مل : اماق . ( 4 ) همه نسخه‌ها : سلطان اناق ! . ( 5 ) اساس ، گ ، مل ندارند . ( 6 ) اساس ندارد .