مرغزار دارابجرد
مرغزارى كوچك است ، طول او « 1 » سه فرسنگ در عرض يك فرسنگ .
مرغزار قالى « 2 »
مرغزارى است بر كنار آب برواب « 3 » افتاده است . جائى سخت خرّم است . طول او « 4 » سه فرسنگ در عرض يك فرسنگ ؛ و گياه اين مرغزار زمستان به كار آيد و تابستان چهار پايان را زيان دارد .
مرغزار كامفيروز
مرغزارى است قطعه قطعه بر كنار رود كر ، و بيشهاى « 5 » است معدن شير ، و شيران كامفيروزى سخت شرزه و خيره باشند « 6 » .
مرغزار كالان
نزديك مشهد [ مادر سليمان ] [ است عليه السّلام ] ] . « 7 » طول او چهار فرسنگ ، امّا عرض ندارد مگر اندكى . و مشهد ] « 8 » مادر سليمان خانهاى است از سنگ . در آنجا سنگهاى به عظمت به كار بردهاند و سنگ تراشيهاى خوب كرده .
بيرون از اينها كه ذكر كرده شد در ولايت فارس « 9 » مرغزارها و علف خوارها بسيار است و مجموع « 10 » [ دره « 11 » و كهستانات ] « 12 » جمله علف خوار دارد و چهار پايان زود فربه شوند ، هم در گرمسير و هم در سردسير و هو اعلم . « 13 »
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : آن .
( 2 ) اساس : فالى ، با : حايى . گ : مالى .
( 3 ) اساس ، گ : فرو آب . مل : فرود آب . با : نرد آب .
( 4 ) با ، گ ، مل : آن .
( 5 ) گ ، مل : بيشها .
( 6 ) با : باشد .
( 7 ) اين عبارت را گ ندارد .
( 8 ) اين عبارت را مل ندارد .
( 9 ) همه نسخهها : خراسان ! .
( 10 ) مل ندارد .
( 11 ) مل ندارد .
( 12 ) در با خوانده نشد .
( 13 ) با : و اللّه اعلم بالصّواب . گ ، مل : و اللّه اعلم .