از دو طرف رود « 1 » كر شادروانى عظيم بساخت . از سنگ و صهروج « 2 » و ريگ ريزه و آهك چنان ريخته كردهاند كه آهن بر آن كار نكند و هرگز آن را خللى نرسد . و فراخى سربند چنان است كه ده سوار پهلوى يكديگر بگذرند . چون بند بسته شد « 3 » ، جويها ساختند كه آب بر آن روان شد و جمله نواحى كربال بالائين « 4 » آب از اين بند مىخورد . و بند ديگر كه كربال زيرين را آب مىداد خراب شده بود . اتابك جاولى عمارت كرد . و مصّب رود كر ، بحيرهء بختگان « 5 » است . و اين بند عضد را بند امير نيز مىخوانند و گويند استادى كه مهندس اين عمارت بود امير نام داشت ، به دو باز خوانند .
نهر برواب
منبع اين رود از ديهى است كه آن را برواب « 6 » خوانند « 7 » و گويند اين رودى مبارك است و بيشترين از نواحى مرو دشت را آب دهد و در مورد كر افتد . بيرون از اين « 8 » نهرها كه ذكر شد ، در ولايت جويهاى ديگر هست . « 9 » فامّا آنچه بزرگتر بود « 10 » ذكر كرده شد و اللّه اعلم . « 11 »
بحيرها
بحيرهء بختگان « 12 »
اين بحيرهاى است كه در ميان عمارتها است ، چنان كه از آباده و خيره « 13 » و نيريز و حيوز « 14 » و آن اعمال به ساحل آن بسيار مسافتى نيست . و اين بحيره نمك لاخ است .
دور « 15 » آن بيست فرسنگ « 16 » باشد .
هامش
( 1 ) مل ندارد .
( 2 ) با : صاروج .
( 3 ) با : بستند .
( 4 ) با : بالا و پائين .
( 5 ) گ ، مل : بحيكان .
( 6 ) گ ، مل : بدان آب .
( 7 ) مل ، گ ندارند .
( 8 ) با ندارد .
( 9 ) گ ، مل : است .
( 10 ) اساس ندارد .
( 11 ) اين جمله را گ ، مل ندارند .
( 12 ) اساس ، با ، گ ، مل : بحيكان .
( 13 ) اساس : حبر .
( 14 ) اساس : خيرر . با : حيوز . گ : حيور . مل : حبور . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .
( 15 ) مل : در .
( 16 ) با : فرسخ .