مرغزار رون
مرغزارى است نيكو ، امّا چون آورد نيست . و همچنين سردسير است و چشمها كه بعضى ملكى است و بعضى اقطاعى . طول اين مرغزار هفت فرسنگ ، در عرض پنج فرسنگ .
مرغزار سيكان
اين مرغزار ميان شيراز و كوار است و جايى خوش است ، و آبى بزرگ ايستاده است و بيشهاى كه معدن شيران است . طول اين مرغزار پنج فرسنگ و در عرض سه فرسنگ .
( مرغزار بيد و مشكان « 1 »
مرغزارى است نيكو و ناحيتى است آنجا بسيرا « 2 » گويند و سردسير است ) « 3 » و طول آن سه فرسنگ باشد و در عرض يك فرسنگ .
مرغزار دشت ارژن « 4 »
اين مرغزار بر كنار بحيرهء ارژن « 5 » است و بيشهاى است معدن شير . طول آن دو فرسنگ ، در عرض يك فرسنگ .
مرغزار شيدان
مرغزارى سخت نيكو است ، چنان كه مانند آن كم جايى باشد و پيرامن آن « 6 » همه عمارتهاست و چشمها و آبهاى روان . به فصل ربيع ميان آن آب گيرد همچون بحيرهاى ، و باز در تابستان و خريف مرغزار شود . اين مرغزار ده فرسنگ در ده فرسنگ باشد .
هامش
( 1 ) با : بند و سكان . گ : اربند و شكان . مل : بند و شكان . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، حمد اللّه مستوفى .
( 2 ) با : سيرا . گ ، مل : يسرا . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، حمد اللّه مستوفى .
( 3 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 4 ) اساس ، با ، مو : ارزن .
( 5 ) اساس ، با ، مو : ارزن .
( 6 ) مل ندارد .