نهر ثكان
منبع اين رود از ديهى است كه نام او جنزويه « 1 » است و ناحيتى را كه معروف به ماصرم است « 2 » از اعمال شيراز ، آب دهد . و همچنين مىرود تا كوار و خبر « 3 » و صمكان « 4 » و كازرين و قير « 5 » و ابرز « 6 » و لاغر ، اين نواحى را آب دهد و بعضى از نواحى سيراف [ را آب دهد و آخر آن ديهى است نام او ثكان و اين نهر را بدان باز خوانند پس ميان نجيرم « 7 » و سيراف ] « 8 » در دريا افتد . و در ولايت فارس هيچ رود از اين پر فايدهتر نيست . « 9 »
نهر كر « 10 »
منبع اين رود از نواحى كلار است و رودى « 11 » عاصى است كه هيچ جاى را آب ندهد مگر آن كه بند كردهاند ، تا آب دم باز پس برده « 12 » بر زمين نواحى نشسته . و بندهايى كه بدين رود كر ساختهاند ، اولين بند را مجرد « 13 » است كه از قديم باز بوده است و نواحى و قريهء را مجرد « 14 » آب از آن مىخورده است . ويران شده بود ، پس « 15 » اتابك جاولى آن را عمارت كرد و فخرستان نام نهاد .
بند عضدى بندى است كه در جهان مانند آن نيست . وصفش آن است كه نواحى كربال « 16 » پيش از اين بند صحرائى بوده است بىآب . عضد الدّوله ديلمى اين تدبير « 17 » كرده است و اين بند ساخته و اين صحرا را مزروع گردانيد . « 18 » چون ساختن اين بند در خاطرش « 19 » قرار گرفت ، « 20 » استادان و مهندسان را طلب فرمود و مالهاى فراوان بذل كرد و
هامش
( 1 ) اساس ، گ ، مل بدون نقطه . با : جبرويه ، تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .
( 2 ) معروف است به ما صرم .
( 3 ) اساس ، گ بدون نقطه . مل : حبر . با : حير .
( 4 ) با : صميكان .
( 5 ) اساس بدون نقطه . گ ، مل : قر .
( 6 ) اساس : ابرر . با ، گ ، مل : ادر . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .
( 7 ) اساس بىنقطه . گ ، مل : بحيرم . تصحيح قياسى است .
( 8 ) اين عبارت را با ندارد .
( 9 ) مل : نباشد .
( 10 ) مل : كره .
( 11 ) اساس : رود .
( 12 ) ما ندارد .
( 13 ) اساس بدون نقطه .
( 14 ) اساس ندارد .
( 15 ) با ندارد .
( 16 ) اساس ، گ ، مل : كلبار .
( 17 ) اساس : اين بند نيز .
( 18 ) اساس : گردانند .
( 19 ) مل : خواطرش .
( 20 ) مل : يافت .