ريش شود از بسيارى [ عرق و گرمى هوا كه اثر كند و پيراهن بر تن مردم بيفزايد و دراز گردد . و از عفونت ] « 1 » هوا و ناخوشى آب هيچكس جز مردم آن ولايت به تابستان آنجا نتواند بودن مگر بر دز كلاب « 2 » و ديگر قلاع . و از آنجا جز متاع دريا كه به كشتيها آورند ، و ماهى و خرما و كتان رى شهرى ، هيچ چيز نخيزد . مردم آنجا اكثر تجارت دريا كنند و در ايشان هيچ قوّتى و فضولى نباشد و مردم زبونند . « 3 » و « 4 » [ نواحى بسيار دارد و در آنجا ] « 5 » مسجد جامع و منبر باشد .
جنابا
شهركى است بر كنار دريا و آن را به پارسى گنفه « 6 » خوانند يعنى آب گنده . و شهرى كه نامش آب گنده باشد صفت ناخوشى آب و هواى آن به وصف ديگر محتاج نشود و چيزى از آنجا نخيزد كه باز توان گفت . چون از مهروبان « 7 » به سيراف روند ، راه بر آنجا باشد .
جلاجان « 8 » و نيو « 9 » و دير « 10 »
از اعمال ارّجان است و هوا و آب و احوال او هم چنان است كه ارّجان و به تكرار شرح حاجت نيايد ، و چهار ديه هم از آن اعمال است .
هامش
( 1 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند .
( 2 ) همه نسخهها چنين است . ابن البلخى ، حمد اللّه مستوفى : كلات .
( 3 ) اساس خوانده نشد .
( 4 ) گ ، مل : و آن .
( 5 ) با ندارد .
( 6 ) اساس : گفتهاند . با ، گ ، مل : كيفه .
( 7 ) همه نسخهها : مهرويان .
( 8 ) اساس : جلاد خوان . گ ، مل : حلاد خوان . با : جلاد خان . تصحيح قياسى است . نك : فارسنامه . نزهة القلوب ، مسالك اصطخرى : جلاد جان .
( 9 ) اساس : بنور . گ ، مل بدون نقطه . با : هور . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، مستوفى .
( 10 ) هيچيك از نسخهها خوانده نشد . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .