خنيفقان « 1 »
ديهى بزرگ است بر سر راه فيروز آباد . آن را به پارسى خنافگان « 2 » گويند . از آنجا تا فيروز آباد راهى دشوار است ، همه تنگها « 3 » و كوهستان درشت و لگام گيرهاست ؛ و منبع رود برازه « 4 » كه آب فيروز آباد است از آنجاست . و آن راه پيشتر از پياده « 5 » دزد خالى « 6 » نبودى . و مردم آنجا كوهى طبع باشند . امّا در اين ايام همايون به حمد اللّه كه هيچ جا دزدى و راهزنى « 7 » و مفسدى سر بر نمىتواند آورد .
ميمند
شهركى است [ گرمسير و از همه گونه ميوه باشد و انگور از همه بيشتر باشد و آب روان دارد و درخت خرما دارد فامّا هواى آن معتدلتر است از ديگر گرمسيرات ] « 8 »
[ بوشكانات ] « 9 »
[ ناحيتى است همه ] « 10 » گرمسير و درخت خرما بسيار باشد . بوشكان و سانا « 11 » از آن اعمال است ، همچنين هرمو « 12 » و همجان و كبرنى . « 13 » و جمله نواحى گرمسيرات را بوشكانات خوانند . هيچ جاى شهرى نباشد . نزديك دريا است . آب ناخوش و هواى گرم دارد .
هامش
( 1 ) اساس : حفيفان ، با : خفيقان ، گ ، مل : خيفقان . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى و اصطخرى . در اصطخرى به صورت خنيفغان آمده است .
( 2 ) اساس : حنافان . با : خنافان . گ ، مل : خيافان . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .
( 3 ) اساس بىنقطه . با : تنگيها .
( 4 ) اساس : آن : با ، گ ، مل : بران . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، ياقوت .
( 5 ) اساس ندارد .
( 6 ) با ، گ ، مل : ايمن .
( 7 ) اساس ندارد .
( 8 ) اين بخش را با ندارد .
( 9 ) عنوان را با ندارد .
( 10 ) با ندارد .
( 11 ) در تمام نسخهها چنين است . ابن البلخى : شناسان .
( 12 ) در تمام نسخهها چنين است . ابن البلخى : موهو .
( 13 ) تمام نسخهها چنين است . ابن البلخى : كبرين .