تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

خبر « 1 »

شهركى « 2 » است بزرگتر از « 3 » كوار . هواى آن معتدل است و [ درست ، چنان كه ] « 4 » در آن حدود « 5 » هوائى از آن خوشتر نيست . آبى « 6 » خوشگوار دارد و هر ميوه كه در سردسير و گرمسير باشد ، مانند بسا ، آنجا نيز باشد و مشمومات بسيار ، و غلّه بوم است . و قلعه‌اى داشته است محكم امّا حالا خراب است و مردم آنجا متميّزتر « 7 » از مردم كوار باشند . و نخجيرگاه است هم كوهى و هم دشتى .

هيرك « 8 » و صمكان « 9 »

اين صمكان « 10 » شهركى « 11 » است به غايت خوش و از عجايب دنياست . از براى آنكه اين شهر را رودى مىرود در ميانه جا ، جسرى بر آن رود بسته‌اند . يك نيمهء شهر كه متصل كوه است سردسير است و در آن درخت جوز و انگور است و ميوهاى سردسيرى . و نيمهء ديگر گرمسيرى « 12 » است و درختان خرما و ترنج و ليمو و مانند آن . هيرك « 13 » ديهى بزرگ است . رباطى « 14 » عظيم [ در آنجا ساخته بودند ] « 15 » و مردم اين هر دو موضع اكثر سلاح « 16 » ور « 17 » باشند .
هامش
( 1 ) با خوانده نشد . ( 2 ) مل : شهرى . ( 3 ) با ندارد . ( 4 ) با ندارد . ( 5 ) مل : نواحى . ( 6 ) اساس : آب . ( 7 ) گ : به تميّزتر . ( 8 ) اساس ، گ : هيوك . با : ميرك . ( 9 ) همه نسخه‌ها : همكان . تصحيح قياسى است . ( 10 ) همه نسخه‌ها : همكان . ( 11 ) با : شهرى . ( 12 ) مل : گرمسير . ( 13 ) با : ميرك . ( 14 ) اساس : رباط . ( 15 ) با اين عبارت را ندارد : به جاى آن : رباطى عظيم دارد . گ : ساخته بوده‌اند . ( 16 ) اساس ، گ ، مل : صلاح . ( 17 ) با : در بر .