تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بدان فرضه آمدى و مال « 1 » بسيار از آنجا برخاستى . « 2 » و در آن ايام سكان او سراىهاى « 3 » خوب مىساختند و در آن باب مبالغه كردندى . چنان كه گويند در مجموع فارس در هيچ موضع سرايى از سراىهاى سيرافى « 4 » بتكلّف‌تر نبودى . و مجموع « 5 » به گچ و خشت پخته « 6 » بنا نهادندى ، و چوب ساج و عاج « 7 » كه از طرف زنج « 8 » به كشتى آوردندى به عمارت آنجا صرف شدى . « 9 » تا آخر روزگار ديلم هم بر اين جملت بود . بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيرهء قيس و ديگر جزاير به دست گرفتند . و آن دخل كه سيراف را بود بريده گشت و با ايشان افتاد . اين حال در زمان ركن الدّوله خمارتگين « 10 » بود و او « 11 » قوت آن نداشت كه تلافى اين حال كند . با اين همه يك دو بار به سيراف « 12 » رفت و كشتيهاى جنگ آماده كرد تا جزيره قيس و ديگر جزاير بگيرد و هر بار امير كيش او را تحفها فرستاد و كسان او را رشوتها داد تا او را باز گردانيدند . تا عاقبت يكى بود از جملهء « 13 » ايشان ، نام او ابو القاسم ، سيراف « 14 » نيز به دست فرو گرفت و هر « 15 » چندگاه كه لشكر بدانجا فرستادندى « 16 » رنجها كشيدندى ، و بودى كه بر ايشان هيچ دست نيافتندى . چون حال بر اين وجه شد ، بازرگانان به سيراف كشتى نيارستند آورد و تردّد سفاين با كرمان « 17 » و مهروبان « 18 » و دورق « 19 » و بصره افتاد . بر سر راه سيراف جز چرم زرّافه و اندك متاعى كه مخصوص فارس بودى نياوردند . بدين سبب سيراف خراب شد . و سيراف را نواحى و اعمال بسيار است ، امّا گرمسير عظيم « 20 » است و آب روان ندارند « 21 » و غلّه ايشان بخس « 22 » است و آب باران خورند . يك دو سه موضع چشمهاء مختصر است .
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : مالى . ( 2 ) همه نسخه‌ها : برخواستى . ( 3 ) با : سكان آن شرابهاى سيراف . گ ، مل : شرابهاى خوب . ( 4 ) با ، گ ، مل : شرابى از شرابهاى سيراف . ( 5 ) با ، مل : مجموع عمارات آن را . گ : عمارت آن را . ( 6 ) با ندارد . ( 7 ) با : عاج و ساج بسيار . گ ، مل : ساج و عاج بسيار . ( 8 ) اساس بىنقطه . گ : ربح . مل : ولح . ( 9 ) اساس : آوردندى . ( 10 ) اساس : خمار نگين . گ بدون نقطه . ( 11 ) با : و آن . ( 12 ) اساس : سراف . ( 13 ) اساس : قبيله . ( 14 ) اساس : سراف . ( 15 ) مل : به هر . ( 16 ) اساس : فرستادندى آنجا . ( 17 ) اساس ، با ، مل كربيان . گ بدون نقطه . ( 18 ) اساس ، با ، گ ، مل : مهروبان . ( 19 ) اساس : دورف . ( 20 ) با : عظيمى . ( 21 ) با ، مل : ندارند . ( 22 ) اساس : نحس . مل بدون نقطه .