بدان فرضه آمدى و مال « 1 » بسيار از آنجا برخاستى . « 2 » و در آن ايام سكان او سراىهاى « 3 » خوب مىساختند و در آن باب مبالغه كردندى . چنان كه گويند در مجموع فارس در هيچ موضع سرايى از سراىهاى سيرافى « 4 » بتكلّفتر نبودى . و مجموع « 5 » به گچ و خشت پخته « 6 » بنا نهادندى ، و چوب ساج و عاج « 7 » كه از طرف زنج « 8 » به كشتى آوردندى به عمارت آنجا صرف شدى . « 9 » تا آخر روزگار ديلم هم بر اين جملت بود . بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيرهء قيس و ديگر جزاير به دست گرفتند . و آن دخل كه سيراف را بود بريده گشت و با ايشان افتاد . اين حال در زمان ركن الدّوله خمارتگين « 10 » بود و او « 11 » قوت آن نداشت كه تلافى اين حال كند . با اين همه يك دو بار به سيراف « 12 » رفت و كشتيهاى جنگ آماده كرد تا جزيره قيس و ديگر جزاير بگيرد و هر بار امير كيش او را تحفها فرستاد و كسان او را رشوتها داد تا او را باز گردانيدند . تا عاقبت يكى بود از جملهء « 13 » ايشان ، نام او ابو القاسم ، سيراف « 14 » نيز به دست فرو گرفت و هر « 15 » چندگاه كه لشكر بدانجا فرستادندى « 16 » رنجها كشيدندى ، و بودى كه بر ايشان هيچ دست نيافتندى . چون حال بر اين وجه شد ، بازرگانان به سيراف كشتى نيارستند آورد و تردّد سفاين با كرمان « 17 » و مهروبان « 18 » و دورق « 19 » و بصره افتاد . بر سر راه سيراف جز چرم زرّافه و اندك متاعى كه مخصوص فارس بودى نياوردند . بدين سبب سيراف خراب شد . و سيراف را نواحى و اعمال بسيار است ، امّا گرمسير عظيم « 20 » است و آب روان ندارند « 21 » و غلّه ايشان بخس « 22 » است و آب باران خورند . يك دو سه موضع چشمهاء مختصر است .
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : مالى .
( 2 ) همه نسخهها : برخواستى .
( 3 ) با : سكان آن شرابهاى سيراف . گ ، مل : شرابهاى خوب .
( 4 ) با ، گ ، مل : شرابى از شرابهاى سيراف .
( 5 ) با ، مل : مجموع عمارات آن را . گ : عمارت آن را .
( 6 ) با ندارد .
( 7 ) با : عاج و ساج بسيار . گ ، مل : ساج و عاج بسيار .
( 8 ) اساس بىنقطه . گ : ربح . مل : ولح .
( 9 ) اساس : آوردندى .
( 10 ) اساس : خمار نگين . گ بدون نقطه .
( 11 ) با : و آن .
( 12 ) اساس : سراف .
( 13 ) اساس : قبيله .
( 14 ) اساس : سراف .
( 15 ) مل : به هر .
( 16 ) اساس : فرستادندى آنجا .
( 17 ) اساس ، با ، مل كربيان . گ بدون نقطه .
( 18 ) اساس ، با ، گ ، مل : مهروبان .
( 19 ) اساس : دورف .
( 20 ) با : عظيمى .
( 21 ) با ، مل : ندارند .
( 22 ) اساس : نحس . مل بدون نقطه .