دخل عظيم باشد و نعمت بسيار . و اگر در اين دو ماه باران نيايد و « 1 » ديگر ماهها بيايد ، هر چند بسيار بارد « 2 » هيچ فايده ندهد و دخل آن به زيان شود .
اعمال سيف
اين نواحى است بر كنار دريا ، همه گرمسير است و بيشتر عرب مقام دارند . هواى آن به غايت مخالف باشد . و معروف اين اعمال دو سيف است : يكى سيف آل ابى زهير « 3 » و يكى سيف عماره ؛ و هيچ جاى شهرى نباشد و جز خرما ميوهاى ندارند و هو اعلم . « 4 »
توّج « 5 »
به قديم شهرى بزرگ بوده است مقام عرب ، و گرمسير عظيم است و در بيابان افتاده است . اكنون خود خراب است و از آن عرب كه به قديم بودند كس نماند . عضد الدّوله قومى را از عرب شام بياورد و آنجا « 6 » نشاند . ( در كتاب تقويم البلدان توّح به حاء « 7 » غير منقوطه « 8 » كرده است و گفته كه در آنجا كتان سازند و آن را كتان توزى « 9 » گويند و توه نيز نبشتهاند ) « 10 » .
سيراف و اعمال آن
سيراف به قديم شهرى « 11 » بزرگ بوده است ، آبادان و پر نعمت و محل كاروانها و كشتيها .
و به عهد « 12 » خلفاء بغداد ، مال آن در وجه بخور « 13 » و عطر بودى . به سبب آنكه طيب « 14 » بسيار از كافور و عود و صندل و مانند آن دخل آن بودى ، از كشتيهاى بلاد هند و چين كه
هامش
( 1 ) با : و در .
( 2 ) با ، گ ، مل : آيد .
( 3 ) با : زبير . بقيه نسخهها : زهيره . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، ياقوت .
( 4 ) فقط در اساس .
( 5 ) با ، مل : خوانده نشد .
( 6 ) با : بدانجا .
( 7 ) با : هاء .
( 8 ) در هيچ نسخهاى خوانده نشد . تصحيح قياسى است .
( 9 ) با : نورى .
( 10 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 11 ) اساس : شهرك . با : شهرهايى .
( 12 ) با ، مل : و بعد . گ : بعد از .
( 13 ) اساس بدون نقطه .
( 14 ) اساس : طبيب .