تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

شيراز و اعمال آن

در روزگار پيشين ، شيراز ناحيتى بوده است و حصارى چند . گويند منسوب است اين موضع به شيراز بن طهمورث . در ابتداء اسلام به وقتى كه لشكر عرب با اصطخر جنگ مىكردند « 1 » ، لشكرگاه و يورت خود بدين موضع ساخته بودند كه حالا شيراز است . بعد از آن كه تمامت فارس را اهل اسلام فتح كردند ، به همان كيفيّت بود تا روزگار « 2 » عبد الملك مروان كه حجاج بن يوسف مدبّر كار او بود . حجّاج پسر عم خويش محمّد بن قاسم بن ابى « 3 » العقيل را به نيابت خويش به فارس فرستاد و او را والى آن ولايت « 4 » گردانيد و محمّد بن قاسم بناى شيراز نهاد « 5 » . و بسطت شيراز در ابتدا چند اصفهان بوده است و بعضى گويند به هزار گام زياده بود . به عهد ديالمه در زمان عضد الدّوله غلبه و كثرت به حدى رسيد كه جاى سپاهيان در شهر نماند . عضد الدّوله در بيرون شهر جائى ساخت و آن را گرد فنا « 6 » خسرو نام نهاد . آنجا بازارى و معمورى تمام پيدا شد ، چنانچه هر روز مبالغى « 7 » دخل آن بود . بعد از وفات عضد الدّوله خراب شد و حالا آن موضع مزرعه‌اى كوچك است . و شيراز در آن فترات « 8 » به غايت « 9 » خرابى رسيد « 10 » تا باز در زمان ابو كالنجار مرزبان « 11 » سلطان ( الدّولة بن صمصام الدّولة ) « 12 » بن بويه ، در شهور سنهء ست و ثلثين و أربعمائة اين ديوار كه حالا ربض شيراز است « 13 » بنياد نهاد و در سنهء اربعين و أربعمائة به اتمام رسانيد . « 14 » ( قدماء اصحاب تواريخ آورده‌اند كه شيراز در قديم الايّام ، قطعه زمينى نامربوط بود ؛ سطرى نا « 15 » مستقيم و زمينى ناهموار . ملوك عجم هر سال يك نوبت بر آن قطعه زمين حاضر آمدندى و گفتندى كه در عهد جمشيد صومعه‌اى در اين زمين بوده و قدما آن
هامش
( 1 ) اساس : مىكرد . ( 2 ) اساس : تا روزگار عهد . ( 3 ) در هيچ نسخه‌اى نيست . تصحيح قياسى است . ( 4 ) با : ديار . ( 5 ) با : نهاده است . ( 6 ) اساس : بنا . ( شايد پنا بوده است . در اين صورت درست است و پنا و فنا دو صورت از يك لفظاند ) ( 7 ) اساس : مبلغى . مل : سابق . ( 8 ) اساس : فترت . ( 9 ) اساس : به غايتى . ( 10 ) اساس : رسيده . ( 11 ) اساس : فترت . ( 12 ) اساس : به غايتى . ( 13 ) گ ، مل ندارند . ( 14 ) گ ، مل : رسيد . ( 15 ) گ ، مل : سطرباى .