تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اعمال و نواحى بسيار دارد و آبهاى آن نواحى جمله از كاريز است و هيچ چشمه و آبى « 1 » نيست و هواى آن معتدل و درست ، و جايى سخت « 2 » خرّم و نيكو است و ميوهاى سردسيرى و گرمسيرى جمله باشد . چنان كه در يك باغ درخت جوز و نارنج و ترنج و انگور و انجير و مانند اين ميوهاى گرمسير و سردسير به هم باشد ، و مثل اين در آن نواحى جاى ديگر نيست . حصارى داشته است محكم ، شبانكاره [ خراب كرد و باز ] « 3 » اتابك جاولى آن را عمارت كرد . كرم « 4 » و رونيز از اعمال بسا است .

اصطهبانان « 5 »

شهركى است پر درخت و از هر نوع ميوها ( در آنجا ) « 6 » باشد . آب روان دارد و قلعه‌اى است آنجا سخت محكم به دست حسنويه « 7 » بود .

جهرم

شهركى ميانه است و غلّه بوم است . پنبهء بسيار خيزد و بر او كرباس بسيار سازند و زيلوهاى جهرمى مشهور باشد . و هواى آنجا گرمسير است . آب روان و كاريز دارد و قلعه‌اى است آنجا استوار ، به قلعهء جهرم منسوب . و جهرم گويند يكى بود از عرب كه او را « 8 » بساخت و شبانكاره در اين قلعه عاصى شده بود كه نظام الملك او را در حصار داد و به زير آورد . و در روزگار ملوك فارس ، جهرم در جملهء مواجب ( ولى ) « 9 » عهد نهاده بودند ، چنان كه هر كس كه ولى عهد شدى جهرم او را بودى .

كرم و رونيز

دو شهرك است در راه بسا . هواى آن معتدل است . آب روان و غلّهء و ميوه دارد . و به عهد اتابك ايشان را حادثه بزرگ افتاد . مگر نسبت به اتابك بىادبى كردند . اتابك جمله
هامش
( 1 ) مل : آب ديگر . ( 2 ) مل ندارد . ( 3 ) با ندارد . مد : خراب كرده باز . ( 4 ) مل ندارد . ( 5 ) اساس : اصطهبانان . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) مل بدون نقطه . ( 8 ) با ، گ ، مل : آن را . ( 9 ) اساس ندارد .